صدد استرداد اسكندريه برنيايند . هشتم آنكه صد و پنجاه كس از وابستگان دربار روم به نزد مسلمانان بعنوان گروگان براى اطمينان از اجراى معاهده بمانند .
پيمانشكنى روميان
اما روميان باز هم به مصر توجه داشتند و گروهى از مصريان نيز بسوى روم نگران بودند و بعضى از آنها به قسطنطين پسر هرقل نامه نوشتند و از اينكه مجبور بودند بعربها جزيه بپردازند شكايت كردند و ضمنا نوشتند كه شمار سپاه عرب در اسكندريه سخت اندك است از اينرو قسطنطين سپاهى فراوان بفرماندهى مانويل بسوى مصر فرستاد . فرمانده سپاه روم اسكندريه را گرفت و نگهبانان عرب را كه در آنجا بودند بكشت و راه نقيوس گرفت . عمرو وقتى از قضيه خبر يافت بسوى وى شتافت و جنگ انداخت و روميان را فرارى كرد . روميان به اسكندريه پناه بردند ، عمرو آنها را تعقيب كرد و اسكندريه را پس گرفت . مانويل در اين جنگ كشته شد و عمرو حصار اسكندريه را ويران كرد زيرا پس از پيمانشكنى روميان قسم خورده بود كه اگر بر اسكندريه دست يافت حصار آن را ويران كند .
تأثير فتح در مصر
عربها با قبطيان به ملايمت رفتار كردند و مخيرشان كردند كه اگر ميخواهند باسلام بگروند و گرنه بر دين خود بمانند آنها كه اسلام آوردند از لحاظ حقوق و وظائف با مسلمانان برابر شدند و آنها كه بر دين خود ماندند جزيهاى مختصر ميپرداختند كه براى اشخاص بالغ سالانه دو دينار بود و پيران و زنان و كودكان از پرداخت آن معاف بودند . مسلمانان قبطيان را در زحمت و رنج نمىداشتند و عمرو بن عاص توانست به آسانى آنها را مطيع خويش كند زيرا در كارهاى خود مصالح مصريان را در نظر داشت و براى جلب محبت آنها ميكوشيد . عمرو تكليف دشوار بر مصريان بار نميكرد و اينمثل را در نظر داشت كه " اگر ميخواهى ترا اطاعت نكنند دستورى بده كه انجام پذير نباشد . "