ترتيل :
از باب تفعيل است ، مثل رتّل فلان كلامه : سخن را با مكث پشت سر هم آورد ، ريشهء آن الرّتل « 1 » است ، در عربى مىگويند : ثغر رتل ؛ يعنى دندانهايى كه از يك ديگر فاصله دارند و بر يكديگر سوار نباشند . صاحب « العين » مىگويد : « رتّلت الكلام » به معناى درنگ در سخن است . اصمعى مىگويد : الاسنان الرّتل ؛ يعنى بين دندانها فاصله باشد و بر يك ديگر سوار نباشند . « 2 » ميزان ترتيل ، رعايت ترتيب تلفظ حروف يعنى توجه به حق حروف در تلاوت و درنگ در آنهاست .
فصل دوّم - معناى ترتيل
در معناى اين آيهء شريفه
( وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا )
( مزمّل ، آيه 4 ) . از [ امام ] على بن ابى طالب عليه السّلام سؤال شد ، آن حضرت فرمود : ترتيل ، همانا تجويد حروف و شناخت محل وقفهاى [ قرآن ] است . ابن جريج « 3 » از مجاهد « 4 » نقل مىكند كه گفت : مكث كن در آن مكث كردنى .
و جبير از ضحاك « 5 » نقل مىكند اين به معناى جدا ، جدا به عمل آوردن حروف است و مقسم « 6 » از ابن عباس روايت مىكند كه به معناى تبيين و آشكار كردن [ حروف ] است ، علماى ما مىگويند ترتيل به معناى درنگ در قرائت و جدا كردن هر حرفى از حرف بعد
هامش
( 1 ) . در نسخه « ط » ريشه ( الترتل ) ذكر شده است .
( 2 ) . اصمعى ، خلق الانسان ، ص 192 .
( 3 ) . او عبد الملك بن عبد العزيز بن جريج است . حدود سال ( 150 ه . ق ) در گذشت . ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 469 ؛ طبقات الحفاظ ، ص 74 ) .
( 4 ) . او مجاهد بن جبر ، امام ، مفسّر و از تابعين است . در سال ( 104 ه . ق ) در گذشت . ( الجرح و التعديل ، ج 8 ، ص 319 ؛ الكاشف ، ج 1 ، ص 337 ) .
( 5 ) . ضحاك بن مزاحم از تابعين و مفسّر بود . در سال ( 105 ه . ق ) در گذشت . ( الجرح و التعديل ، ج 4 ، ص 458 ؛ غاية النهاية ، ج 1 ، ص 337 ) .
( 6 ) . مقسم بن بجرة ، مولى ابن عباس . در سال ( 101 ه . ق ) در گذشت . ( الجرح و التعديل ، ج 8 ، ص 414 ) .