معز الدوله دستور آن را صادر كرده ، خلعت پوشانيد و بر اقطاع او بيفزود .
در اين سال روزبهان بن ونداذ خرشيد ديلمى بر ضد معز الدوله قيام كرد .
برادرش « بلكا » [ 1 ] نيز در شيراز آشكارا بر ضد بويهئيان برخاست . برادر ديگر ايشان « اسفار » نيز در اهواز همين كار كرد . روزبهان به اهواز آمد تا با وزير مهلبى كه در آنجا بود بجنگد . مردان مهلبى به روزبهان پناهنده شدند ، خودش نيز پس نشست .
چون خبر به معز الدوله رسيد ، باور نمىكرد ، زيرا كه خودش او را پرورده بود و اعتماد بسيار به دو داشت . روزبهان جوانى گمنام از ياران كوچك موسى فياذه [ 2 ] بود كه امير بزرگش كرد . اكنون معز الدوله ناگزير شير زيل را براى پيشاهنگى جنگ او فرستاد . ديلميان ، يكسره ، به شدت ضد معز الدوله شعار مىدادند . * ايشان خشمگينانه چيزهائى به او گفتند كه تا كنون در دل پنهان مىداشتند ، آنچه بدش مىآمد در رويش گفتند و به پناهندگى [ به روزبهان ] آغازيدند [ 3 ] . معز الدوله [ براى جلوگيرى از آن ] ابزاعجى [ 4 ] را به فرماندهى پليس واسط گمارده به آنجايش فرستاد .
روز پنجشنبهء پنجم شعبان ، معز الدوله براى جنگ با روزبهان از خانهء خود
هامش
[ ( 1 - ) ]M: گويا بلكا و اسفار نامهائى ديلمى است . ما در خ 6 : 175 و 197 على بن ميشكى ديلمى را ديديم ، كه در يك جا با لقب « بلط » و در جاى دوم « بلكا » خوانده شده بود . اسفار و تركيب آن شير اسفار را نيز در فهرست نامهاى اين كتاب مىبينيم .
[ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 208 .
[ ( 3 - ) ]M: چنان كه در پانوشت خ 5 : 436 ديديم ، جنبش بويهئيان در آغاز مانند همهء جنبشهاى آزادى بخش براى مردم بندگسل ايران روزنهء اميد گشود ، ايشان نيز جان و مال در اختيار قيام كننده مىنهادند ، همچنين اكنون كه بويهئيان به هم پيمانانى براى خليفهء عرب تبديل شدهاند ، مردم ايران با هر گنوسيست ايران دوستتر از بويهئيان همكارى نشان مىدهند .
براى اخراج دسته جمعى ايرانيان از بغداد به دست همين بويهئيان ، ن . ك : خ 6 : 230 - 229 و كوبيدن ايرانيان به دست تركان خ 6 : 298 - 299 .
[ ( 4 - ) ]M: معز الدوله براى سركوب مخالفان ديلمى خود ، ابزاعجى بيگانه را كه به تازگى از فرماندهى پليس بغداد برداشته بود ( خ 6 : 208 ) به واسط مىفرستد .