تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
حاجب سبكتكين با لشكرى انبوه داراى عراده و منجنيق مدتى « شهر زور » را در ميان گرفته و نتوانسته بود آن را بگشايد . * اينك خبر آمد كه لشكر خراسان براى گشودن رى آمده است . پس ناگزير به سبكتكين دستور آمد كه « شهر زور » را به حال خود رها كرده ، براى كمك به ركن الدوله به « رى » رود . نيز در اين سال بود كه « ابن ماكان [ 1 ] » به اصفهان درآمد . او از خراسان ، از راه بيابان يورش آورده بود . بويه ابو منصور بن ركن الدوله و خانواده و ياران ايشان ناگزير شدند كه با بدترين وضع به « خان النجان » [ 2 ] و از آنجا به رباط بروند و ابن ماكان بر اصفهان چيره گشت . در اين هنگام ابن عميد [ 3 ] كه در « ارجان » بود همراه با گروهى عرب و اندكى ديلمى كه با خود داشت بيامد . او هنگامى به ابن ماكان رسيد كه بويه ابن ركن الدوله را دنبال كرده ، بار و بنهء او را غارت كرده ، و گنجينه‌هاى او را ربوده بود تنها بويه و خانواده از رسوائى اسارت جسته بودند . ابن عميد در « خان النجان » به ابن ماكان رسيده يارانش را كشتار و اسير كرده خود او را زخمى دستگير كرده به دژ آن « خان » برد سپس به اصفهان رفته ، ياران ابن ماكان را بپراكند * . امير ابو منصور بويه [ 4 ] پسر ركن الدوله با خانواده‌اش با اطمينان كامل بازگشتند و آن شكست بزرگ جبران شد . او خدا بيامرز ، هميشه گزارش اين رخداد را براى من چنين باز مىگفت : هنگامى كه ما در آن « خان » رو در رو شديم ياران من گريختند ، ياران « ابن ماكان » به غارت پرداختند من نوميد از پيروزى ايستاده بودم ، كه اسير يا كشته شوم . پس انديشيدم كه به فرض ، من رهائى يافته ، سالم پيش روى فرمانروايم بايستم ، چه روئى خواهم داشت ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: محمد بن ماكان ( خ 6 : 183 ) است نه موسى بن ماكان ( خ 6 : 193 ) . [ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 181 . [ ( 3 - ) ]M: متن « الاستاذ الرئيس ابو الفضل بن العميد رفع اللّه درجته » و در جاى بعد « . . . رحمه اللّه » ديده مىشود ( خ 6 : 184 ) - پانوشت خ 6 : 149 . [ ( 4 - ) ]M: كه لقب « مؤيد الدوله » خواهد گرفت ( خ 6 : 282 ) .