تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
يخبندان راه او كند كرده است . چون به همدان رسيد ، به سبكتكين دستور داد پيشاپيش او برود ، ولى بخشى از تركان توزونى سرپيچى كرده ، از بسيار ماندن خستگى نشان دادند . ابن عميد [ 1 ] به ميان افتاد و ايشان را آرام كرد ، فردا دوباره برخاستند و به درازا كشانيدند ، تا متهم شدند . من از ابن عميد شنيدم كه مىگفت : من به ركن الدوله گفتم : اينان دشمنان مايند كه دست خود را باز كرده‌اند ، چگونه ايشان را به جنگ دشمنان خود ببريم ؟ پس ما قرار گذارديم كه آرامشان كنيم و اگر آرام نگرفتند با ايشان بجنگيم ، تا از اين دشمن نزديكتر رها شويم . پس چون ايشان را آزموديم ، ايشان راه جنگ رفتند ، پس ايشان را كوبيديم تا پراكنده شدند * . خبر ايشان فورا به معز الدوله رسيد ، او به ابن ابو الشوك كرد و ديگر سران كرد نواحى حلوان نوشت كه ايشان را پىگيرى كنند و بكوبند . ايشان نيز چنان كردند . برخى را اسير و برخى را كشتند ، اسيران را به بغداد گسيل داشته ، فراريان با حالى نزار به موصل رفتند . ركن الدوله براى داشتن آگاهى از نقشه و رفتار « ابن قراتكين » در همدان بماند . پس چون خبر يافت كه ابن قراتكين از رى به همدان مىرود جاسوسان خود را به پىگيرى او مأمور كرد ، و خبر يافت كه او از آمدن به همدان منصرف شده به اصفهان مىرود ، ركن الدوله به دنبال وى رفت ، چون به جرفادقان [ گلپايگان ] رسيد ابن قراتكين به اصفهان رسيده خرابىها كرده بود ، و چون دانست كه ركن الدوله نزديك شده است به سوى بيابانى نزديك اصفهان رفته ، كنار رودخانهء « زرين رود » فرود آمد ، تا جلو سپاه ركن الدوله را در جايى بگيرد كه بيابان او را خسته و تشنه ساخته و دست‌رسى به آب نيز نداشته باشد . ركن الدوله لازم ديد كه به « خان النجان »
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « الاستاذ الرئيس ابو الفضل ابن العميد رحمه اللّه » . او استاد مشكويه نگارندهء كتاب است و همه جا او را با چنين احترام ياد كرده است و مترجم آن را كوتاه كرده است . مرگ ابن عميد به سال 360 ه - رخ داد ( خ 6 : 349 ) و احوال او را در خ 6 : 346 تا 358 مىبينيم .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 180 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى