سال سيصد و چهلم آغاز شد .
در اين سال بود كه ركن الدوله ، با ابن قراتكين غلام فرمانرواى خراسان ، در منطقهء « رودبار » از « خان النجان [ 1 ] » هفت روز جنگيد تا قراتكين شكست خورد و گريخت و اين در محرم بود .
استاذ ابو على احمد بن محمد مشكويه نگارندهء اين كتاب گويد : بيشتر گزارشها كه از اين سال به بعد آوردهام ، خود ديدهام يا خبرى درست است كه نزد من مانند ديدار بوده است ، زيرا كسانى همچون استاذ رئيس ابو الفضل محمد بن حسين بن عميد ( رض ) اين حوادث و مانندش را كه خود در اداره كردن آن دست داشت ، براى من گزارش نمود ، و چنين گفتهها دست كمى از ديدههاى خودم ندارد ، يا كسى همچون ابو محمد مهلبى ( ره ) كه بيشتر حوادث روزگار خودش را در مدت دراز همكارى و همنشينى ، برايم نقل كرده است . بسيارى از پيران همزمان اين دو نيز همانند آنها را ، براى من نقل كردهاند ، و من اكنون همهء آنچه را شنيده يا خود ديده و آزمودهام ، به خواست خداوند نقل مىنمايم :
چنان كه ، پيشامد زيرين را ابن عميد [ 2 ] برايم نقل كرده است ، و من در آغاز ، انگيزهء آمدن ابن قراتكين را مىآورم :
انگيزهء آمدن ابن قراتكين به رى :
ركن الدوله هنگام مرگ برادرش عماد الدوله در نواحى گرگان بود ، زيرا
هامش
[ ( 1 - ) ]M: در خ 6 : 185 نيز همينگونه با الف [ . . . النجان ] آمده است كه همان « خان لنجان » يا « خولنجان » يا « النجان » يا « لنجان » باشد . بخشى در شش فرسنگى جنوب باخترى اصفهان ، در دو سوى زاينده رود تا سدهء هشتم آباد بوده است . ناصر خسرو و ابن بطوطه از آن ياد مىكنند . شهر مهم آن « فيروزان » بوده است . ولى در فرهنگ جغرافيائى امروز به نام « لنجان » و مركزش « فلاورجان » ياد مىشود . ( سرزمينهاى خلافت شرقى پ 223 و هر يك از آن واژهها جداگانه در لغتنامهء دهخدا ) .
[ ( 2 - ) ]M. متن : فحدثنى الاستاذ الرئيس ابو الفضل بن العميد رضى اللّه عنه ، عن هذه الوقعهء . . .