در اين سال معز الدوله ابو محمد ، حسن بن محمد مهلبى را به دبيرى گمارد .
هنگامى كه خبر مرگ ابو جعفر صيمرى رسيد ، شايعهء به دبيرى گماردن معز الدوله ، يكى از چند تن را ، بر سر زبانها افتاد ، ابو على طبرى ، ابو على حسن بن هارون ، ابو محمد مهلبى از ايشان بودند . ابو محمد مهلبى و ابو على حسن بن هارون با هم پيمان بستند كه هر كدام روى كار آمد با ديگرى دوست و همكار باشد . ابو على طبرى كه مردى امى و در آغاز كارش نخاس و بردهفروش بود ، دبيران امير ابو حسين را كه جانشين صيمرى بودند به ميهمانى خواند و هزينهء فراوان كرد . معز الدوله نيز او را بيشتر به طمع انداخت ، تا مالى هم به خزانه داد ، پس چون مال پرداخت شد * براى ابو محمد مهلبى فرمان دبيرى ، كارگزارى خراج ، و گردآورى ماليات صادر كرد و روز دوشنبه ، سه روز از جمادى يكم مانده ، به او خلعت پوشانيد . ابو محمد مهلبى نيز دختر خود را به ابو على حسن بن محمد انبارى دبير داده او را به جاى خود ، در پايتخت نهاده خود به اهواز [ 1 ] سرازير شد .
معز الدوله ، ابو محمد مهلبى را ، بدين سبب بر ديگر دبيران بزرگ پايتخت ، كه بسيار نيز بودند ، ترجيح داد كه صفات رياست را در او فراهم ديد ، در حالى كه ديگران همهء آنها را با هم نداشتند ، گرچه برخى از ايشان به دانش دبيرى آگاهتر از او بودند . سبب ديگر ، دوستى دراز مدت معز الدوله با او بود و اينكه او مدتى بجاى صيمرى كار كرده ، زير و بم كارهاى كشورى را دانسته بود و ديگران نمىدانستند و به دانش ايشان اعتماد نبود . مهلبى در بيان خواست خود فصيح و با جرئت بود ، راه افزايش ثروت را مىشناخت ، آداب كهن وزارت نيكو مىدانست ، سخاوت و شجاعت را با هم داشت ، در زبان و ادب فارسى فصيح بود ، او رسمهاى فرتوت دبيرى را نوسازى كرد ، بر آبادانى كشور افزود ، سرچشمههاى ثروت را
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : اهواز ( با نقطه ) است ، و چون واژهء « في البطايح » كه در خ 6 : 160 هست ، در اينجا نيست ، مىتوانيم اينجا را با نقطه بدانيم پس مهلبى به خوزستان رفته باشد و مىتوانيم آن را بىنقطه بخوانيم پس مهلبى به مردابهاى ميان واسط و بصره رفته باشد .