پيش كش ريحان [ 1 ] انجام شد و از ايشان براى خود بيعت گرفت . ابن شيرزاد براى مستكفى پيام داده ، خواستار سوگند براى او در حضور قضات و عادلان شد ، تا دلش آرامش يابد . مستكفى نيز انجام داد . سپس از او خواست تا دوباره در برابر سرداران ترك و ديلم سوگند ياد كند ، پس اين براى مستكفى گران آمد ولى باز انجام داد . پس ابن شيرزاد از اردوگاهش با ساز و برگ كامل براى سلام به خليفه به « دار السلطان » آمد و با احترام بازگشت . ابن شيرزاد بر مواجب تركان و ديلمان بيفزود ، ولى در پرداخت با دشوارى روبرو شد ، پس براى ناصر الدوله پيام داده مال خواست و وعدهء بازگردانيدن امارت را به ناصر الدوله داد . او برايش * مقدارى آرد و سفتههائى به مبلغ پانصد هزار درم بفرستاد . ولى اينها براى آن اضافات بسنده نبود . پس وعدهء واگذارى امارت به ناصر الدوله را بشكست و خود همچنان بر جا بماند . پس داورى مدينهء منصور را به ابو سائب قاضى واگذاشت و داوران ديگر نيز در برخى نواحى بغداد برقرار كرد [ 2 ] . و به مصادرت كردن اموال آغاز نمود . مواجب سپاهيان را بر دبيران ، كارگزاران ، بازرگانان و ديگر قشرهاى مردم بغداد قسط بندى كرده ، جاسوسان او در نزد هر كس از گندم يا ديگر آذوقهء پسانداز خانواده آگاه مىشدند ، گزارش داده ، فورا توقيف مىشد . در رأس اين جاسوسان دو تن بودند كه مردم ايشان را « هاروت » و « ماروت » مىناميدند . اينان سحرگاهان و اوقات خلوت ، نزد ابن شيرزاد و به خانهء مستكفى مىرفتند و صدمههاى سنگين بر مردم
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « على رسم العجم » . در خ 6 : 78 - 459 نيز چنين مراسم ايرانى ديده مىشود ، كه به سردار خود توزون و عضد الدوله ، آس و ريحان پيشكش مىكنند .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : مستكفى ، قاضى ابن ابو شوارب را دستگير و به سامره تبعيد كرده ، كارهايش را به ديگران داد ، بخش خاورى را به ابو طاهر محمد بن احمد بن نصر و مدينه را به ابو سائب عتبة بن عبيد اللّه واگذارد . دزدان در ماه ربيع الاخر وارد خانهء ابو عبد اللّه بن ابو موساى هاشمى دادرس كرانهء خاورى شده ، خودش را كشته ، اموالش را بردند ، پس ابو سائب بجايش برقرار شد .