تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
جلاد شمشير برهنه بر دست داشت . چون همگى فقيهان و قاضيان حكم را تأييد كردند ، مستكفى دستور * زدن گردنش را داد . بىآنكه بريدى اعتراض كند يا يك كلمه سخن گويد ، گردنش را زدند ، سرش را در دو طرف دجله در بغداد گردانيده به دار السلطان پس آوردند . تن او را نيز به دارى [ 1 ] كشيدند كه « حديدى » او چند روزى كه بر « دار السلطان » چيره شد ، به آن بسته شده بود [ 2 ] ، سپس يك چك خوانده شد بر عهدهء گهبذ بابت خريد بوريا و نفت به نه درم ، براى سوزانيدن جنازهء او ، كه در نيمهء ذى حجه انجام گرفت [ 3 ] . وزير ابو الفرج سامرى زندانى و سى هزار درم مصادره شد . پس مدتى كه نام وزارت بر او بود چهل و دو روز بود . در اين سال مستكفى از قاهر خواست ، تا از دار السلطان بيرون شود و به خانهء ابن طاهر [ 4 ] زندگى كند و او نپذيرفت . پس از ابو احمد فضل بن عبد الرحمان كه دبير حسابدار خصوصى مستكفى بود خواست كه چاره كند . ابو احمد مىگويد : من به قاهر گفتم : به خانه من بيا و من تو را به خانهء ابن طاهر نمىفرستم ، او پذيرفته ، از من پرسيد : خانهء تو در كدام سو است ؟ من گفتم در « سوق يحيا » در
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : و اين در « باب خاصه » كنار دجله رخ داد و اين پايان كار آن سه تن بود و گناهان و ظلم ايشان را پوشانيد . نيز مىافزايد . توزون از ابو حسين ابن مقله سى هزار دينار به مصادرت بستد و او را آزاد كرد . [ ( 2 - ) ]M: - ن . ك : خ 6 : 57 . [ ( 3 - ) ] ابن حمدون در باب چهل و هفتم تذكره‌اش در سير و اخبار و شگفتيهايش گويد : در برخى « اوارجات » در بارى ، يك ليست هزينه چنين آمده است : آنچه به رسم هديهء چشم روشنى براى ابو الفضل جعفر بن يحيا ( برمكى ) عزتش افزون باد . . . يكصد هزار دينار . و در پايان ليست چنين آمده است : هزينهء بهاى نفت و بوريا و هيزم براى سوزانيدن جنازهء جعفر بن يحياى برمكى ، ده و اند درم .MII: در تاريخ بيهقى چ . دكتر فياض . ص 243 نيز يك چنين ليست ديده مىشود براى ابن حمدون ( 495 - 562 ) - ذريعه : 4 : 26 . [ ( 4 - ) ]M: براى تاريخچهء دار ابن طاهر ، ن . ك ، خ 5 : 59 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 113 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى