خود او را از اين امر بر حذر داشته بود كه اگر بدين مقام رسى آل ابى معيط را بر گردن مردم سوار مكن و پيشبينى عمر درباره او بحقيقت پيوست . وليد بن عقبه را حكومت كوفه داد و او شراب نوشيد و مست به مسجد آمد و نماز خواند در حال مستى و سعيد بن عاص را هم حكومت كوفه داد و مردم از او منكرات ديدند و از كوفه بيرون كردند . و عبد اللّه بن ابى سرح را ولايت مصر داد و اهل مصر از آن ناراضى شدند و شكايت نزد عثمان بردند عثمان در ظاهر او را عزل كرد و نامه بدست مردم داد در عزل او اما دست غلام او نامه يافتند بعبد اللّه نوشته بر خلاف آنچه در ظاهر در دست مردم بود و او را امر كرده بود كه در كار خود بماند و فرمود محمّد بن ابى بكر كه اين شكايت انگيخته بكشد الى غير ذلك و اين تفاصيل را در كتب تاريخ بايد خواند .
و اثر أهله بالأموال .
اموال بيت المال را خاص خود و خويشان خود ساخته بود : به چهار تن از قريش كه داماد او بودند هنگام ازدواج هر يك صد هزار دينار داد و بمروان حكم يك مليون براى فتح افريقيه با آنكه ابو بكر و عمر به اندازه استحقاق ميدادند و خويشان خود را ترجيح نميدادند و آن تفضيل كه ميدادند نسبت بعثمان بسيار ناچيز بود .
و حمى لنفسه .
براى چريدن حشم خويش زمينها را قرق ميكرد و اين بر خلاف شرع اسلام است چون مراتع و آب كه كسى خود آن را نساخته و بيرون نياورده است ملك همه مسلمانان است .
و وقع منه أشياء منكرة في حقّ الصّحابة فضرب ابن مسعود حتّى مات و أحرق مصحفه و ضرب عمّارا حتّى أصابه فتق و ضرب أبا ذر و نفاه إلى الرّبذة .
درباره صحابه محترم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رفتار ناپسنديده بسيار كرد و مخالفان خود
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 538
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٣٨