كه شهوت و غضب است چنان در آنها خفته و تابع عقل است كه هرگز احتمال صدور معصيت از آنها نيست كه « شيطانى اسلم بيدى » با اينكه قدرت دارند مانند ساير افراد بشر و بعضى آن را تشبيه بنفرت مردم از خبائث كردند گرچه حرام است اما طبع مردم هم از آن متنفر است از اين جهت اجتناب ميكنند و معصوم چنان از معاصى متنفر است كه مردم از خبائث ، و ما همان سخن گوئيم كه بر فرض چنين تنفرى نباشد باز عقل آنها بر ميل معصيت غالب است و از اين جهت گناه را دشمن دارند و شارح علامه فرموده است الطافى كه خاص معصوم است چهار است يكى آنكه در نفس مقدس و روح مطهر او خاصيتى است كه اقتضا مىكند ملكه مانعه از فجور در او پديد آيد دوم آنكه زيان معاصى و فوائد طاعات را نيكو ميداند سيم وحى پىدرپى يا الهام او را پيوسته بعصمت و پرهيز ميكشاند چهارم مؤاخذه و عقاب بر ترك اولى آنان را منبهى است بر اجتناب از نافرمانى
و قبح تقديم المفضول معلوم و لا ترجيح في المساوى .
هرگاه جامع شرائط امامت يك تن باشد مثلا يك معصوم يافت مىشود و بس . او معين است براى امامت و اگر چند تن جامع شرائط امامت باشد در مذهب اماميه همه آنها از جهت فضائل پسنديده كه عند اللّه سبب قرب است و نسبت به انسان موجب كمال نفسانى البته مساوى هستند اما در مذهب غير اماميه اگر چند تن جامع شرائط امامت باشند و همه شايسته آنكه بامامت برگزيده شوند مطابق قاعده اهل عدل بايد افضل را برگزينند زيرا كه قبيح است آنكه در علم يا تقوى و تدبير و شجاعت و امثال آن پيشوا باشد و داناتر يا متقىتر فرمان او برد و مطيع او شود . و در آيه قرآن است
« أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
بنابراين خداوند تعالى هم كه يك تن را بامامت برمىگزيند آن يك را به همه فضائل آراسته گرداند .
بايد دانست كه بحث در حد فضائل و علوم و مناقب و مرتبه قرب معصومين و ارتباط آنان با موجودات عالم غيب و قدرتشان بر معجزه و امثال آن از وظائف علم كلام خارج است و آنها از رقائق علوم است و از احاديث معتبره در امامت و تدبر در مفاد آنها استنباط يابد