تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
فقط مناسب همان صنعت باشد يكى براى علم و ديگرى براى تجارت و ديگرى داراى ذوق طب و يكى داراى طبع شعر و هر يك ذوق خود را به كار نبرند لطف خدا ناقص نيست همچنين امام و گاهست كه مقصود كامل از اجتماع دو لطف يا بيشتر حاصل مىشود چنان كه واجب بودن اجتهاد لطف است و واجب بودن سؤال لطف ديگر است و ساختن مساجد لطف است و واجب بودن موعظه لطف ديگر و از اينكه خدا بداند يكى بواجب خود عمل نكرد از لطف ديگر دريغ نميفرمايد و امثله و شواهد بسيار است .

[ عصمت امام ]

و امتناع التّسلسل يوجب عصمته و لأنّه حافظ للشّرع و لوجوب الإنكار عليه لو أقدم على المعصية فيضادّ أمر الطّاعة و يفوت الغرض عن نصبه و لانحطاط درجته عن أقلّ العوامّ . مسأله دويم در عصمت امام . امام بايد معصوم باشد و بر آن چند دليل آورده است : اول آنكه اگر امام معصوم نباشد بايد امام ديگر باشد تا او را به راه صواب دارد و خطاى او را اصلاح كند پس آن امام ديگر امام است و معصوم و اگر او هم معصوم نباشد امام سيم لازم است و هكذا و چون تسلسل محال است بايد به امام معصوم منتهى شود پس امام بايد معصوم باشد . دوم آنكه امام حافظ شرع است و اگر معصوم نباشد چگونه حفظ شرع كند . شرع را كسى بايد حفظ كند كه به دو صفت متصف باشد يكى آنكه همه اسرار شرع را نيك بداند به راه يقينى نه از طريق ظنى و ديگر آنكه هواى خويش را در حفظ شرع به كار نبندد و احتمال چنين امور در وى داده نشود و آن غير معصوم نباشد . سيم آنكه اگر امام معصوم نباشد و اقدام بگناه كند نهى و تبرى جستن از عمل او لازم مىشود و اطاعت او حرام و بعبارت ديگر در اطاعت امام بايد رعيت خود بداند حق چيست و باطل چيست تا اگر فرمان امام مطابق شرع باشد اطاعت كند و اگر مخالف باشد نافرمانى كند با اينكه اين اختيار در رعايا در معنى نفى امامت است .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 510 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى