تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
درد و آزارى كه نفع دارد بايد در آن لطفى باشد يعنى رنج‌كشنده و آزار ديده را بطاعت نزديك كند و اگر او را مقرب نباشد ديگران را باشد و ابو على جبائى شرط لطف نكرد بلكه گفت اگر آزار نفع رساند كافى است زيرا كه اين آزار ظلم نيست و ابو هاشم گفت بايد لطف باشد چون اگر لطف نباشد عبث است . و يجوز في المستحقّ كونه عقابا . آلام و مصيبات و رنج و آزارى كه انسان ميكشد در دنيا ممكن است عقاب بعض معاصى او باشد بقول ابى الحسين بصرى از معتزله و قاضى القضاة گفته است ممكن نيست عقاب باشد چون انسان بايد بآلام و رنجها از مقدرات الهى راضى باشد بر خلاف عقاب پس نبايد گفت آلام دنيوى هميشه براى عقاب است بلكه محنت و بلائى است كه براى صالح و طالح اتفاق مىافتد . و لا يكفي اللّطف في ألم المكلف في الحسن . اختلاف است كه آيا براى نزديك كردن مردم بطاعت جائز است خداوند آلام و بليات به روى نازل كند بعضى گفتند جائز است چون تحمل مشقت براى سود بسيار نيك است و خردمندان بدان راغب‌اند چنان كه تاجر رنج سفر بر خويش هموار مىكند تا سود برد و صاحب كتاب فرمود كافى نيست بلكه بايد خدا در مقابل هر رنج عوض ديگر نيز عطا فرمايد و طاعت خود مشقتى است در مقابل ثواب خود و اين لطف مشقت ديگر است كه مراعات عوض آن نيز بايد كرد . و لا يحسن مع اشتمال اللّذّة على لطفه . هرگاه لطف و تقرب بطاعت هم بلذت حاصل شود و هم برنج و آلام ابو هاشم گفت آمر مختار است بهر يك خواهد لطف كند چون آلام هم مشتمل بر عوض و فوائد بسيار است و ابو الحسين گفت لطف بآلام در اين صورت جائز نيست چون اصل مقصود به لذت حاصل مىشود و آزار كردن براى فائده رساندن نيكو نيست .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 467 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى