تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
و جور و دزدى و قتل و دروغ و خيانت دريغ ندارد و با قوه غضبيه از قتل و آزار و كينه كشى و امثال آن بازنايستد . اما در قوانين بشرى هر چند عادلانه باشد اين فائده نيست و مقيد بعبادت و رياضت و شكستن شهوت جعل نشده . دوم آنكه در قانون الهى هر كس پيوسته در فكر اين است كه آيا آورنده اين قوانين كه پيغمبر خداست چگونه مردى است و خدا چگونه با او سخن ميگويد و اين فكر او را بدان ميدارد كه در معرفت خدا و كتب و رسل و ملائكه و امور الهى و مجرد و عوالم مجردات انديشه كند و شناختن اين امور بالاترين مقامى است كه انسان به او ميرسد و بزرگترين سعادتى است كه براى او حاصل مىشود . سيم آنكه قانون الهى مشتمل بر انذار يعنى نويد نعمت سعادت اخروى و وعيد دوزخ و شقاوت است و اين امور بيشتر افراد بشر را باطاعت فرمان خدا و حفظ نظم و ياورى يكديگر واميدارد و ما خود مشاهده كرده‌ايم كه مردم متدين در همه جا با آنكه هيچ قدرتى كه آنها را باطاعت مجبور كند بالاى سر خود نمىبينند غير خداى يگانه در غيب به احكام الهى پايبندند و شايد در بعضى بلاد و كشورها بيش از پنجاه و بلكه صد سال است ملاحده و زنادقه و منكران همه انبيا بر كارها مسلط باشند و در باطن بطرق مختلف مردم را به شك و ترديد مىاندازند و به تمام نيروى خود ميكوشند قوانين انبيا را باطل سازند و موفق نميشوند اما اوامر حكام دنيا و قوانين آنها تا وقتى برپا است كه جاعل آن به زور اجرا مىكند . و واجب لزجره عن القبائح . معتزله گفتند بر خدا واجب است بندگان را تكليفى فرستد زيرا كه بر حسب مصلحت در آنها شهوت و ميل به قبيح آفريده و اگر در عقل او زاجرى نباشد كه منع كند و دستورى كه بدان از قبائح بپرهيزد و اگر نكرد مؤاخذه نمايد فساد بسيار برخيزد و مردم بيدريغ منشأ قبائح گردند .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 456 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى