عمل ميكنند و مقصود از تكليف امتحان است و ورزش عقلى و نفسانى تا انسان از حد حيوانى پا فرا نهد و گرنه تكليف آميخته با ثواب و عقاب براى همه چهارپايان زبان بسته هم معقول است .
و اگر گوئى اهل بهشت نيز حمد و تسبيح خدا ميكنند و بزرگترين نعمت آنها تقرب بخداست گوئيم آن تكليف نيست چون مشقت ندارد بلكه عبادت آنان از همه نعمتها لذيذتر است و بسبب آن علو درجات براى آنها حاصل مىشود الى ما شاء اللّه .
و علّة حسنه عامّة .
فائده تكليف آن است كه مردم را در معرض ثواب قرار دهد نه در خود ثواب يعنى واجب نيست ثواب را براى آنها محقق ساز پس شامل كافر مىشود .
و ضرر الكافر من اختياره .
كافر از تكليف فائده نميبرد به اختيار خود و زيان او از تكليف بر عهده خود است نه خداى تعالى .
و هو مفسدة لا من حيث التّكليف بخلاف ما شرطناه .
تكليف در حق كافر زيان و مفسده دارد زيرا كه اگر مكلف نبود عذاب آخرت نمىچشيد اكنون كه مكلف است بسبب تكليف زيان كار شده است و ما شرط كرديم در تكليف نبايد مفسده باشد جواب آن است كه تكليف كافر مفسده ندارد بلكه او را در معرض ثواب قرار ميدهد و مفسده از تقصير خود اوست كه عمل نكرده و ما شرط كرديم تكليف خود مفسده نداشته مانند غسل كردن بيمار .
علامه فرمود بخاطر ما چنين رسيد كه مقصود مؤلف اشاره به اين سؤال و جواب است .
و الفائدة ثابتة .
فائده تكليف ثابت است و عام چنان كه گفتيم .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٥٩