تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
لطف و عنايت او است . و لأنّ النّوع محتاج إلى التّعاضد المستلزم للسّنّة النّافع استعمالها في الرّياضة و إدامة النّظر في الامور العالية و تذكّر الإنذارات المستلزمة لاقامة العدل مع زيادة الأجر و الثّواب . حكماى پيشين از يونان و غير آنان از معنى نبوت و شريعت و تكليف الهى چنان كه اعتقاد ما است آگاه نبودند و درباره نبوت بحث نكردند ، اما فلاسفه اسلام در اين معانى وارد گشتند و در وحى و نبوت و تكليف و معجزات و كرامات و امثال آن نظر نمودند از جمله گفتند در حكمت عملى كه تكليف و شريعت از ضروريات جامعه بشرى است كه بى آن معيشت ممكن نيست ، از جمله گفتند وجود تكاليف در جامعه بشرى واجب است چون انسان طبعا مدنى است يعنى معيشت او مبنى بر يارى و معاونت يكديگر است و يك تن تنها از عهده تهيه حوائج خويش برنمىآيد مثلا غذاى انسان خام نيست و حاجت به صنعت دارد و جامه و پوشش او نيز بىصنعت يافت نميشود و مسكن همچنين و بايد هر كس پيشه پيش گيرد تا نياز مردم را برآورد ، يكى كشت كند و يكى درو و يكى آرد كند و ديگرى بپزد و جامه را يكى ببافد و ديگرى بدوزد و مسكن ساختن و نقل حوائج از شهرى بشهرى و غير آن ، و همه كس چون مردم را نيازمند خويش يابد و با حرص و شهوت كه در نهاد انسان نهفته است البته موجب اختلاف و نزاع شود و سود را بسوى خود كشيدن و زيان براى ديگران خواستن از لوازم آن خواهد بود ، پس قانونى بايد و سنت عادلى كه حقوق خويش را عادلانه بدان تشخيص دهند . و بايد وضع‌كننده قانون كسى باشد ممتاز از ديگران تا ديگران به حكم او تن دهند و قانون او را تابع شوند و گرنه همان نزاع اول برمىگردد و هر يك دعوى آن مىكند كه قانون او پسنديده است و مردم بايد اطاعت او كنند و ديگرى نيز گويد من اولى هستم بجعل قوانين ، روستائيان گويند چرا بايد اهل شهر مثلا قيمت براى كالاى ما معين كنند و