تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
مقتضى آن است كه بخلقت كاملان اكتفا نكند و آنها را كه مستعد تكميلند نيز در عنايت خود گيرد . چنان كه اگر كسى گويد چرا مرا در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خلق نكرد جواب آن است كه جود و عنايت او مقتضى نيست به همان كسانى كه در آن عهد بودند اكتفا كند بلكه بايد پس از عهد آن حضرت كسانى را هم كه براى قبول دين او آماده‌اند بيافريند . بعضى گفتند ثواب بر سبيل تعظيم است و تعظيم غير مستحق نيكو نيست مثلا كودكان و ديوانگان و جهال و بايد كسى را تعظيم كرد كه قابل باشد . بخلاف الجرح و التّداوى و المعاوضات و الشّكر باطل . بعضى گفتند تكليف خوب نيست براى آنكه كسى را در مشقت انداختن پس از آن پاداش دادن مانند آن است كه كسى را زخمى بزنند و مرهم گذارند تا خوب شود چه لازم رنج كشيدن و آن سود بردن ، جواب شبهه اين است كه تكليف مانند زخم زدن نيست چون زخم هيچ سودى ندارد و تكاليف هزاران سود دنيوى و اخروى دارد و اگر بايد مثال زد و تشبيه كرد بايد بدريدن شكم مثل زد براى بيرون آوردن سنگ مثانه آنگاه تداوى آن . شبهه ديگرى كردند كه تكليف و ثواب بمنزله معاوضات است و بايد برضاى دو طرف باشد و شايد كسى راضى نباشد كه روزه بگيرد و اجر ببرد ، جواب آن است كه تكليف و ثواب از باب معاوضات نيست چون واجب و حرام يك طرف آن مصلحت است و طرف ديگر مفسده و خداوند تعالى آن را كه تركش مفسده عظيم دارد واجب كرد و آنكه فعلش مفسده عظيم دارد مانند شرب خمر حرام كرد و اگر توهم معاوضه شود در مستحبات و مكروهات است و آن به اختيار مكلفان است . شبهه سيم آنكه شايد تكاليف براى ثواب نباشد بلكه براى شكر نعمت‌هاى سابقه است جواب آن است كه در شكر مشقت معتبر نيست بلكه مضر بشكر است ، چون خداى تعالى از بندگان براى شكر نعمت‌هائى كه مرحمت كرده اعمالى پرمشقت بخواهد بر خلاف
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 453 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى