آنكه تكليف بعلم تعلق گيرد مانند تكليف مردم بدانستن توحيد و صفات و افعال خدا و ملائكه و كتب و رسل او و معاد و امثال آن كه واجب است مردم بدليل قطع و يقين بدانند و اين تكليف عقلى است يا نقلى . اما تكليف بخداشناسى و شناختن پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ممكن نيست اصلا نقلى باشد چون كسى كه هنوز خدا را نشناخته نميتوان با او گفت واجب است خدا را بشناسى براى آنكه در قرآن آمده است كه بگو خدا يكى است چون اين كس نه قرآن را حجت ميداند و نه پيغمبر را به نبوت پذيرفته و نه اقرار بفرستنده قرآن دارد . اما پس از آنكه خدا و پيغمبر و قرآن و عصمت و حجيت را شناخت ميتوان از قول پيغمبر يقين بملائكه و كتب و رسل و معاد حاصل كرد به شرط آنكه نص متواتر قطعى از آن حضرت بدست برسد نه بروايتى كه صحت آن مشكوك است .
آنكه تكليف به عمل تعلق گيرد مانند عبادات و ضمانات . و تكليف به ظن هم پيوسته براى عمل است مانند قبله و اگر نه تحصيل ظن به هيچ مطلبى ذاتا واجب نيست كه مثلا اگر كسى نتواند علم به امام و معاد پيدا كند ظن به آن واجب باشد يا اگر علم بپيغمبرى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نداشته باشد ظن به آن كافى باشد اما براى عمل قاضى ظن از قول دو گواه معتبر است .
و هو منقطع للاجماع و لا يصال الثّواب .
تكليف بايد بپايان رسد و مردم را وقتى بايد كه مكلف نباشند به دو دليل : يكى اجماع است زيرا كه باتفاق اهل ملل تكليف در اين جهان است نه در آخرت و نيز بايد وقتى بنده را پاداش دهند و آن وقت تكليف نباشد چون مشقت تكليف منافى ثواب است .
و اگر گوئى شايد تكليف و ثواب در يك زمان باشد چنان كه انسان عملى كند و ثوابش را بلافاصله دريابد آنگاه عمل ديگر كند و ثوابش را همچنين در مدت زندگى عمل كند و پاداش بيند .
گوئيم اين گونه عمل و تكليف كه ثوابش حاضر باشد يا عقاب ترك آن مكرر ديده شود صحيح نيست چون اين گونه مردم كه چنين بينند بالجاء و اضطرار قهرا به تكليف
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 458
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٥٨