تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢

[ تكليف ]

و التّكليف حسن لاشتماله على مصلحة لا تحصل بدونه . مسأله يازدهم در حسن تكليف . بدان كه خداوند تعالى موجودات را مختلف آفريد بعضى آماده كمال‌اند و بالاتر رفتن از آن حد كه دارند ترقى كنند مانند انسان و بعضى نيستند مانند جماد و نبات و عنايت الهى بدان تعلق گرفته است كه مستعد كمال را بكمال خود برساند . مثلا سنگ از همين حد جمادى كه دارد ترقى نميكند مگر ماهيتش تغيير كند اما انسان ممكن است در عين انسانيت در معرفت ترقى كند و از ملائكه هم درگذرد و از جمله كمالات و ترقى انسان امورى است كه برياضت و توجه بروحانيات و عالم آخرت حاصل مىشود و ميدانيم خداوند اين امر را مهمل نگذارد و تكليف عبارت از دستور و فرمانى است كه بندگان را بدان مأمور كرده است تا بكمال انسانى برسند . متكلمين گفتند تكليف آن است كه كسى كه اطاعت او واجب باشد كار دشوارى از زيردستان خود بخواهد به شرط آنكه اعلام كند و آنكه اطاعت او واجب است مانند خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و امام عليهم السّلام و مالك و پدر و منعم يعنى آزادكننده بنده كه هنوز ولايت او باقى باشد و شرط اعلام كرديم براى آنكه اراده تنها تا اعلام نكند تكليف نيست چون بنده نميداند مولاى از او چه اراده كرده است و مقصود اولين فرمان دهنده است يعنى اگر خدا فرمان دهد به نماز مثلا و پدر هم فرمان دهد حكم اول مؤثر است و گفتيم كار دشوار زيرا كه تكليف از كلفت است يعنى مشقت و گوئيم تكليف حسن است چون اگر قبيح بود خدا تكليف نميكرد و نيز تكليف بندگان را در معرض ثواب قرار ميدهد و آنان را در راه خير هدايت مىكند كه در آن منافع عظيم دنيا و آخرت است . اگر گوئى چرا خداى تعالى ثواب را بىمشقت تكليف نميدهد گوئيم عنايت او بدين قرار گرفته است كه مستعدان را تكميل كند و آنها كه از اول كامل مستند خود عبادت ميكنند و بر آنها عبادت مشقت نيست تا تكليف بناميم و سؤال به اين برمىگردد كه خدا چرا همه را داراى كمال نيافريد تا محتاج به تكليف نشوند و گوئيم جود و فضل الهى