تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
ديگرى را برنمىدارد و ولد الزنا را كه به ظاهر اسلام است كافر ندانند چنان كه در فقه بتفصيل آمده است . مخالفين به چند وجه تمسك كردند كه خواجه عليه الرحمه اشاره بجواب آنها فرمود . اول قول نوح عليه السّلام و لا يلدوا الا فاجرا كفارا . مشركان فرزندى غير فاجر و كافر نمىآورند خواجه فرمود فاجر و كافر مجاز است و مراد آنكه بعد از اين كافر ميشوند و مشتق در مستقبل مجاز است . دليل دوم آنها آنكه ما فرزندان مشركان را ببندگى ميگيريم و آنها را خدمت ميفرمائيم . جواب دادند كه اين خدمت عقوبت معصيت نيست بلكه در خانه بردن كودكان اسيران جنگى يا كشته‌شدگان جنگ و پرستارى و پرورش و نفقه دادن آنها و ادب آموختن و خدمتى مناسب فرمودن عقاب نيست و اى كاش اين رسم هنوز هم ميان مردم جارى بود و ثروتمندان قوم غالب اسيران جنگى را مانند كودكان يتيم و زنان بيوه در كاخها و عمارتهاى خود ميبردند و مطابق شرع اسلام ميپروردند و آزاد ميكردند افسوس كه هر رسم نيكوئى را برانداختند و مغلوبان را يا كشتند يا بىسرپرست رها كردند و ما از آنها نيستيم به حمد اللّه و المنه و حسن توفيقه كه احكام ديگران بر حكم الهى ترجيح دهيم . و اگر فرضا بندهء در خانه مولاى خود شكنجه بيند يا از بندگى آزرده خاطر باشد باز شر قليل است در مقابل خير كثير و خدا بر آن عوض‌ها خواهد داد . سيم آنكه طفل در حكم پدر است يعنى چون كافر باشد پسر نيز كه از اسلام و كفر چيزى ياد نگرفته حكم كفار دارد . جواب آن است كه عقوبت در آخرت است و آنجا حكم كفار ندارد و اگر در احكام فقهى تابع پدر باشد از آن رنجى نمىبيند و اگر بيند خدا عوض ميدهد مثلا در قبرستان مسلمان دفن فرزند كفار جائز نيست وارث از پدر كافر خود ميبرد و زن از هم دين خويش ميگيرد و انس دو هم دين با يكديگر بيشتر است و هكذا .