سخن را نپسنديد و بيان ديگر فرمود كه همه چيز معلول خداست و بستگى و ارتباط او به خدا شديدتر است از ارتباط صورتهاى ذهنى ما بذهن ما و هرگاه مشاهده ميكنيم كه ارتباط صورت ذهنى بما موجب علم ما است ارتباط معلول به علت اولى ( كه حقيقت ارتباط آن است ) بطريق اولى سبب علم او خواهد بود پس خدا عين اشياء خارجى را مىبيند و ميداند نه صورت آنها را ، علم ما به خود ما و به صورت ذهنيه ما به صورت ديگر نيست ، علم واجب هم باشياء به صورت اشياء نيست و شارح فرمايد اين تحقيق را بهمنيار در تحصيل آورده و مؤلف كتاب در شرح اشارات بتفصيل بيان فرمود و آن را از شيخ اشراق شهاب الدين سهروردى نيز نقل كرده است و در اصطلاح اين گونه علم به خود اشياء را حضورى و علم به صورت را علم حصولى گويند .
با اينكه اين بيان بسيار دقيق و محققانه است و بزرگان حكما پسنديدند اما براى توجيه علم پروردگار كافى نيست چون بعقيده فلاسفه الهى و اهل شرع خداى تعالى پيش از آفرينش به همه چيز علم دارد و اين وجه كه خواجه فرمود مبنى بر آن است كه پس از خلقت كه اشياء موجود گشتند معلوم پروردگار ميشوند و نيز در شرح اشارات گويد صورت تفصيلى اشياء را در عقل اول يا در عقول ديگر مشاهده مىكند و اين هم كافى نيست زيرا كه علم او به همه چيز پيش از صدور عقل اول ثابت بوده است و از اين جهت قول ابو على ترجيح دارد اگر چه علم خدا به خود اشياء پس از آفرينش هم صحيح است اما پيش از آن واجب است و طريقه صحيح در علم سابق آن است كه استاد الحكما صدر المتألهين قدس سرّه بيان كرده است و شرح آن را در كتب او بايد خواند و در تعليقات ابو على است كه حقايقها يعنى حقائق البسائط هى انه تلزم عنها اللوازم و في ذاتها تلك اللوازم على انها من حيث هي قابلة فاعلة فان البسيط عنه و فيه شىء واحد اذ لا كثرة فيه و لا يصح فيه غير ذلك .
و صدر المتألهين فرمود علم اجمالى است در عين كشف تفصيلى و منافى آن علم كه خواجه عليه الرحمه نقل كرده نيست و چون كتب صدر المتألهين و پيروان وى مشهور و متداول است و بناى ما در اين شرح بر ذكر مبادى و اصول اوليه اين علم است از نقل تفصيل قول وى عذر خواستيم و تنها اين نكته را ياد ميكنيم .
همچنانكه اعراض ذاتى در هر چه ظاهر شود از باطن خود او است مانند زردى و سفيدى
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٩٧