كسب كرد و آن قوه كه در سنگ است آن را ميبرد .
و بعضى گويند فشار اولين سنگ را به بالا ميبرد و سنگ فشار بهواى بالاتر از خود وارد مىآورد و آن هوا بفشار زير سنگ مىآيد و آن را بالا ميبرد و هواى بالا را از جاى خود مىجنباند و به زير سنگ مىآيد و باز آن را بالاتر ميبرد و هكذا و از اين قبيل چيزهاى ديگر گفتند غير معقول .
بايد دانست كه قوه قسرى كه جسم متحرك كسب كرده است ابتدا غالب بر طبيعت است اما پيوسته بمزاحمت با موانع خارجى مانند شكافتن هوا و اصطكاك و موانع ديگر ضعيف مىشود و خود مقتضاى طبيعت كه پيوسته در جسم هست با قوه بيگانه و بىمدد قسرى در معارضه است تا آنكه قوه را ضعيف گرداند چنان كه فرمود « قابلة للضعف » و قوه قسرى را نابود ميسازد و اگر معارضه موانع نبود قوه قسرى دائما جسم را به خط مستقيم ميبرد و امروز منجمين عصر ما درباره كواكب همين گويند كه قوه قسرى آنها را به حركت مستقيم حركت داده است و ما عين علّت را نميدانيم و چون مانع خارجى در مقابل حركت آنها نيست پيوسته ميروند مگر آنكه جاذبه مركزى نگذارد به خط مستقيم سير كنند و ناچار برمىگردند مانند فلاخن در دست رامى . به نظر ما حركت كه از قواى جسمانى برخيزد باشد بر يك سرعت و غير متناهى نيست .
و طبيعىّ السّكون يستند إلى الطّبيعة مطلقا .
سكون نيز مانند حركت سه قسم است طبيعى و قسرى و ارادى .
سكون طبيعى مانند بودن زمين در محل خود و قسرى مانند سنگ نگاهداشته در هوا و ارادى مانند سكون حيوان باراده خود و در سكون طبيعى شرط نيست حالى غير ملايم چنان كه در حركت طبيعى شرط نيست جسم در جائى باشد غير ملايم طبع او .
و تعرض البساطة و مقابلها للحركة خاصّة .
حركت گاه بسيط است يعنى بيك قوه و بيك سوى و گاه مركب است از چند قوه و به چند سوى اما سكون بسيط است و سكون مركب تصور نميشود .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٨١