تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
تضاد آن است كه يك چيز قابل هر دو ضد باشد . و اگر گوئى شايد پنج كاسه آب را در سه كاسه ريزيم . گوئيم موضوع سه و پنج در اين صورت تغيير مىكند . و نيز بايد ميان دو ضد غايت دورى باشد و ميان دو مقدار غايت دورى نيست زيرا كه مقدار در كثرت حد ندارد و آنچه را غايت فرض كنيم بيش از آن هم هست . و يوصف بالزّيادة و الكثرة و مقابلتيهما دون الشّدّة و مقابلها . ميتوان گفت مقدارى از مقدارى يا عددى از عددى بيشتر است يا كمتر يا بزرگتر است يا كوچكتر اما نميتوان گفت شديدتر است مثلا جسم شديدتر است از سطح . و أنواع المتّصل القارّ قد تكون تعليميّة . متصل قار خط و سطح و جسم است و البته اين سه به خود موجود نميشوند مگر آنكه عارض جسم طبيعى باشند اما در ذهن ميتوان آنها را از جسم طبيعى جدا و مستقل ملاحظه كرد و در اين وقت موضوع علوم رياضى ميگردند و علوم رياضى را تعليمى ميگويند چون آغاز تعليم عقليات از رياضى ميكنند تا ذهن پرورش يابد و برهان را تمرين كند پس مقصود از تعليمى خط و سطح و جسم تعليمى است و شرح آن را پيشتر گفتيم . اگر گوئى درباره جسم مثالى كه شيخ اشراق بدان قائل گرديده و عرفا و اهل شرع نيز بدان معتقدند و در احاديث اهل بيت عليهم السّلام وارد شده چه بايد گفت جوهر است يا عرض و از سنخ جسم تعليمى است يا طبيعى ؟ گوئيم از سنخ جسم تعليمى نيست زيرا كه غير طول و عرض و عمق صورت ديگر دارد مانند صورت عالم رؤيا كه فرعون گاو لاغر و گاو فربه ديد و خوشه گندم شاداب و پژمرده ديد پس مرتبه از وجود جسم است در عالمى كه علت موجده‌اش غير علت اجسام طبيعى است و بحث در آن از حد اين كتاب خارج است . و التّبدّل مع بقاء الحقيقة و افتقار التّناهى إلى برهان و ثبوت الكرة الحقيقة و الافتقار إلى عرض و التّقوّم به يعطى عرضيّة الجسم