پيدايش مزاج است پس از فراهم آمدن مزاج موجود شده باشد . اين خلاصه گفتار شارح علامه است قدس سرّه . و براى توضيح و شرح آن تا بذهن خوانندگان نزديكتر شود گوئيم :
هرگاه چيزى فرع مزاج باشد البته تابع آن خواهد بود و عناصر مزاج البته باقتضاى خود متفرق ميشوند و آنچه تابع است مانع تفرقه نميشود روشنى چراغ فرع روغن و چربى و آتش است كه چربى را ميسوزاند و اگر باد شعله آتش را ببرد يا روغن تمام شود يا فتيله چربى را به آتش نرساند البته روشنى معدوم خواهد شد چون فرع مزاج است نه علّت او ، تا چربى و آتش را با هم آميخته نگاهدارد و اگر نفس ناطقه انسانى هم فرع مزاج باشد تابع آن است و هرگاه مزاج عناصر از هم پراكنده شود نفس ناطقه نيز معدوم ميگردد و خود ممكن نيست علت نگاهدارى مزاج باشد مگر آنكه فرع مزاج نباشد .
عناصر مختلف و متضاد با يكديگر آميخته نميشوند و نزديك يكديگر نمىآيند مگر آنكه فاعلى آنها را بقهر با هم جمع كند و مانع پراكنده گشتن آنها شود تا بهم آميخته شوند اينچنين فاعل فرع مزاج نخواهد بود بلكه بايد خود مستقل باشد تا مزاج را بتواند موجود كند .
سر توليد در حيوان و گياه اين است كه عناصر مختلف كه اجزاء بدن طفل يا تخم گياهند هرگز به خودى خود فراهم و نزديك نميشود و با هم نمىآميزند و مزاج از آنها حاصل نميشود بلكه همه مايل بجدائى هستند و اگر ميوه و برگ بلكه تخم را رها كنى و همچنين گوشت و پوست حيوان بىجان را در اندك مدتى ميپوسد و عناصر آن از هم ميپاشند پس نفس است كه آن را چند صد سال نگاه ميدارد . تخم گياه يا جنين حيوان تا جزئى از بدن مادر است نفس مادر عناصر مختلفه را كه براى جنين لازم است از خون و غذاى مادر برمىگزيند و چنان كه اجزاء بدن خود را مىپرورد بدن جنين را هم مىپرورد پس مزاج فرع نفس است و نفس مادر علت فراهم آمدن و آميختن عناصر و پيدايش مزاج است و استعداد جنين براى نفس مستقل خود فرع مزاجى است كه فرع نفس مادر است آنگاه نفس خود طفل نگاهدار و پرورنده مزاج خود مىشود و سالها مانع
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٩