معارضه طبيعت و هيچ از آن كاسته نشده است .
بهتر آن است كه براى تاثير عقول در حركات كواكب بروايات نقلى از معصومين عليهم السّلام متمسك شويم و چنان كه گفتيم ملائكه و عقول يكى هستند اين اصطلاح فلسفى است و آن اصطلاح شرعى .
و قولهم لا علّيّة بين المتضايفين و إلّا لأمكن الممتنع أو علّل الأقوى بالأضعف لمنع الامتناع الذّاتي .
دليل سيم است كه حكما بر اثبات عقول آوردند از راه نظر در افلاك و بايد به ياد آورد كه ما گفتيم هيچ جسمى علت جسم ديگر نيست خواه فلكى و خواه عنصرى ( صفحه 136 ) پس هيچ جسم فلكى ممكن نيست علت جسم ديگر باشد .
با اين حال در فلك خصوصيتى است كه نه حاوى علت محوى ميتواند شد و نه محوى علت حاوى زيرا كه اگر محوى علت باشد ضعيفتر است و ضعيف علت را نشايد .
و اگر حاوى علت باشد بايد چون موجود شود و هنوز محوى كه معلول او است ايجاد نشده در جوفش خلأ باشد تا محوى ايجاد شود و خلا را پر كند پس خلأ ممكن مىشود ذاتا و بعلتى ممتنع مىشود خواجه جواب داد هر خلا ممتنع ذاتى نيست .
غير آنچه در اين كتاب آورده ادله ديگرى نيز بر اثبات عقول هست كه در مطاوى مسائل ديگر آمده است .
دليل اول در بيان هيولى و تركيب جسم گذشت كه هيولى ممكن نيست علت صورت باشد و صورت هم ممكن نيست علت هيولى باشد چون هر دو محتاج بيكديگرند و نيز هيولى حاجت به صورت مطلق دارد نه صورت مشخص و اگر علت هيولى صورت بود بايد صورت مشخص باشد تا علت واقع شود و به هرحال قوام هر جسم به موجود مجردى است و آن را عقل فعال ناميدند .
دليل ديگر حافظه قوه عاقله است بطورى كه در محل خود مذكور است .
و دليل سيم در اسرار الآيات و از اطلاع يافتن انسان در خواب يا بيدارى بر امور
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٣٦