اختلاف در خلاء
مسأله دهم - خلاء بامكان مربوط است از اين جهت بحث از خلاء را با بحث مكان آوردند . متكلمين اسلام جز عده معدود كه متابعت حكما كردند خلاء را جائز ميدانند مانند طبيعيان عصر ما اما حكما مختلفند چنان كه خواهيم گفت ان شاء اللّه تعالى و هذا المكان لا يصحّ عليه الخلوّ عن شاغل و إلّا لتساوت حركة ذى المعاوق و حركة عديمه عند فرض معاوق أقلّ بنسبة زمانيهما .
مسأله دهم - پيروان ارسطو و ابو على مكان را سطح حاوى دانند و بعد مفطور را موهوم گويند خلاء در نظر آنها محال ذاتى است بفضا قائل نيستند تا سخن از خلاء و ملاء كنند . ميگويند همه ابعاد و امتدادات بر ماده است و هر جسم طبيعى است و امتداد بىماده يعنى جسم تعليمى مستقل موجود نيست به نظر آنها آن فضا كه تصور مىشود خالى است مثل داخل لامپ چراغ برق طول و عرض دارد و قابل تقسيم است پس مركب است از ماده و صورت هر چند بسيار رقيق باشد .
اما كسانى كه مكان را فضاى مجسم دانند بعضى خلاء را محال شمردهاند و بعضى ممكن و آنكه محال شمارد نبايد خلاء را محال ذاتى داند زيرا كه بعد بىماده را ذاتا ممكن ميداند و اگر محال گويد به علت ديگرى است .
گويند اگر خلأ موجود باشد حركت در آن بايد در يك آن واقع شود چون حركت حد معين ندارد در سرعت و بطء كه گوئيم از آن مقدار سريعتر نميشود مثلا اگر جسمى يك فرسخ را در يك دقيقه بپيمايد جسم ديگر كه در نيم دقيقه پيمايد از آن سريعتر است و دليلى نداريم كه سير يك فرسخ را در يك ثانيه و كمتر از آن محال دانيم بلكه بايد از مقاومت فضائى كه حركت در آن واقع مىشود با قوه محركه حد سرعت مشخص شود . هرگاه حركت در فضائى با جسم رقيق باشد مانند هوا مقاومت آن با متحرك كمتر است از آنكه