فلسفه و كلام نيست و در هر علمى بايد بروش خاص آن علم بحث و استدلال كرد تجربه مخصوص علوم تجربى است .
و الجهة طرف الامتداد الحاصل في مأخذ الإشارة .
مسأله يازدهم - چون به جائى معين از فضا اشاره كنيم گوئى خطى مستقيم از جانب ما تا مشار اليه كشيده شده منتهاى آن خط را جهت گوئيم و شايد سطحى يا جسمى طويل كشيده باشد طرف آن هم جهت و بالجمله جهت طرف امتداد است اگر امتداد خط باشد طرف آن نقطه است و اگر سطحى طويل باشد طرف آنكه بمشار اليه ميپيوندد خط است و اگر امتداد جسم باشد طرف آن سطح .
و ليست منقسمة .
جهت از جهت امتداد اشاره منقسم نميشود چون اگر اشاره به خط باشد منتهاى آن نقطه است و اگر سطح باشد منتهاى آن خطى است متقاطع به امتداد اشاره و اگر سطح هم باشد امتداد اشاره چون به آن رسد واقف ميگردد و تقسيم خط و سطح البته در طرف امتداد اشاره نيست و اگر بجسمى اشاره كنيم و اشاره ما بوهم در آن جسم فرو رود اگر جهت را آن طرف جسم كه روى بما است بدانيم اشاره از جهت گذشته است و اگر آن روى جسم بدانيم هنوز به جهت نرسيده است .
و هى من ذوات الأوضاع المقصودة بالحركة للحصول فيها و بالإشارة .
جهت صاحب وضع است يعنى جائى معين دارد در فضا و هر چه حركت مىكند روى به جهتى دارد تا بدانجا رسد و نيز مقصود به اشاره است .
و الطّبيعيّ منها فوق و سفل و ما عداهما غير متناه .
جهات غير متناهى هستند زيرا كه هر كس در هر جا قرار دارد آن را مركز كره
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٩٦