تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نيست و چگونه ميتوانيم گفت عقل فعال يا ملائكه يا هر موجود غيبى ديگر نگهدار اين اجسامند چنان كه اگر لحظه رابطه آنها قطع شود اجسام نابود ميگردند مانند رابطه نور و چراغ . بسيارى از متكلمين گفتند اكنون اجسام حاجت بنگهدارى ندارند و علت هنگام حدوث آنها را خلق كرد و رها كرد و اكنون به خود ايستاده‌اند چون سبب حاجت را حدوث دانستند چنان كه گذشت اما محققان متكلمين و فلاسفه مشاء اين حاجت را دائم و مستمر ميدانند مانند نور بچراغ و بقاى سقف بر ستون كه در هر آن رابطه قطع شود معلول نابود گردد . و ارسطو در هر جسم دو مبدء ثابت كرد چون در همه اجسام نيروى فعاله هست مانند جذب و دفع و حركت و سكون ، و آثار و خواص بىنهايت كه مشاهده ميكنيم ، بطورى كه همه تغييرات طبيعى از نيروى فعاله كه در اجسام نهفته است برخاسته ، مبدء همه اين آثار را صورت ناميد ، علاوه بر اين هر جسم قبول اثر از ديگرى مىكند و ميدانيم كه فاعل غير قابل است پس بعقيده ارسطو هر جسم مركب است از مبدء نيروهاى فعاله آن جسم كه صورت جسميه و نوعيه است و ديگر ماده كه هيچ تأثير و فعل از او برنمىآيد مگر از نيروهاى ديگر متأثر شود و بعبارت ديگر هر جسم مركب است از ماده و صورت و هر مركب محتاج است باجزاى خود و اين اجزا هم خود بىنياز نيستند تا خود بپاى خود بايستند بلكه ماده محتاج به صورت است در وجود خود و صورت محتاج بماده در تشخص اما ماده محتاج به صورت است براى آنكه محال است ماده موجود باشد بىطول و عرض و عمق و بىصورت نوعيه يعنى نه آب باشد نه هوا نه فلز نه حيوان و نه هيچ نوع ديگر و صورت هم محتاج بماده است زيرا كه صورت بىماده موجود نخواهد شد پس جسم محتاج است باجزاء و اجزاء محتاج به علت . و صورت نوعيه و يا جسميه مبدء حفظ جسم و علّت همه آثار و خواص جسمانى است بلكه كارگزار عالم طبيعت همان صورت نوعيه است و آثار از او برخاسته و همه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 182 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى