تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
و خواننده بداند متكلمين بسبب نفى هيولى از خداشناسى و اثبات مخلوقيت اجسام و معنى آيه كريمه
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
سخت دور افتادند و غرض اهم علم كلام را در - نيافتند . و ندانستند چگونه اجسام در حدوث و بقا محتاج بخداى تعالى و تاثير او هستند و اينكه فرمود نفى هيولى موافقتر بقواعد علم كلام است نه براى آن است كه بتوحيد نزديكترند .

[ مكان طبيعى ]

و لكل جسم مكان طبيعى ؛ يطلبه عند الخروج على أقرب الطّرق . مسأله هشتم - هر جسمى را مكان طبيعى است كه چون از آنجا بيرونش برند باز آن مكان را ميجويد و از نزديك‌ترين راه سوى آن ميرود . گويند هر چه از لوازم ذات ممكنات است و ممكن بىاو نتواند موجود شود بايد يك فرد طبيعى داشته باشد مثلا هر جسم بايد در مكان باشد البته بايد در ميان امكنه يكى طبيعى او باشد و هر جسم داراى شكلى است بايد يكى از اشكال طبيعى او باشد و هكذا اما اگر صفتى از لوازم جسم نباشد مانند رنگ و طعم و هيچ فرد طبيعى هم نداشته باشد باكى نيست . براى آنكه اگر علت خارجى جسم را رنگين نكند و طعمى به او ندهد و جسم بىرنگ و طعم بماند محال لازم نمىآيد اما اگر مكان طبيعى نداشته باشد و علت خارجى هم براى آن مكانى تعيين نكند جسم بىمكان خواهد ماند يا در همه مكان‌ها خواهد بود يا بدون ترجيح در يك مكان معين قرار خواهد گرفت و هر سه محال است و بيشتر حكما ميگفتند چهار عنصر كلى كه مشاهده ميكنيم هر يك در جائى كه هستند طبيعى آنها است از اين جهت وقتى خاك و سنگ را در هوا برند مىافتد و در آب هم فرو ميرود و اگر هوا را زير آب برند بالا مىآيد و ملحق به هوا مىشود و بعضى گويند از جمله در زاد المسافرين ديدم كه مكان طبيعى همه اجسام مركز عالم است اما آنكه سنگين‌تر است سبقت ميجويد و اگر خاك را از محل خود بردارند هوا جاى آن را ميگيرد .