است اجزاء در هم تداخل كنند و در جواب اعتراض دويم و سيم گفتند شايد متحرك سريع طفره زند و همه اجزاء را نپيمايد و مصنف فرمود طفره و تداخل هر دو باطل است .
و القسمة بأنواعها تحدث اثنينيّة يساوى طباع كلّ واحد منهما طباع المجموع .
قسمت را در اينجا بر سه قسم كردند : قسمت انفكاكى كه جسم بر دو پاره شود از هم جدا و قسمت باختلاف عرض مانند جسم دو رنگ سفيد و سياه و قسمت در وهم كه آلت خارجى براى جدا كردن نباشد اما جسمى كه بعد يعنى طول و عرض دارد هر چند خرد و كوچك باشد باز قابل قسمت است در وهم . ذى مقراطيس از حكماى قديم يونان ميگفت جسم مركب است از اجزاء بسيار خرد اما اندك امتدادى دارند و از اجتماع آنها امتداد بزرگتر حاصل مىشود و عامه چنان پندارند كه ذرات ذى مقراطيسى همان جزء لا يتجزى است و مبتديان معقول نيز همين غلط كردهاند و حق آن است كه ذرات ذى مقراطيسى لا يتجزى نيستند چون آن را در وهم قسمت ميكنيم هر قسمت نيز همان طبيعت كل دارد و نظير آن مشك و كافور اگر پراكنده گردند و ذرات نامرئى آنها هوا را معطر كنند گرچه از غايت خردى ديده نميشوند اما سفيدى اين و سياهى آن از لوازم طبيعى آنها است و بفرض ديده شدن همان سياه و سفيد است ذرات ذى مقراطيسى نيز مانند ذرات بوى كافور در هوا بمقتضاى طبيعت جسمانى طول و عرض دارند .
و امتناع الانفكاك لعارض لا يقتضى الامتناع الذّاتي .
بعض اجسام بعلتى قسمتپذير نيستند مثلا ذرات ذيمقراطيسى را كه از غايت خردى آلتى براى قسمت كردن آن نداريم بوى كافور مثلا كه ذراتى است در هوا و حكماى قديم ميگفتند فلك قابل قسمت نيست از جهت طبع خود يعنى صورت نوعيه كه در جسم آن است و اين گونه امور دليل آن نيست كه قسمت اين اجسام محال است بلكه علل عرضى است و طبيعت امتداد اقتضاى قسمت مىكند هر چه باشد و هر اندازه
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٧٩