نيروهاى طبيعى بسبب او است و هيچ از ماده حاصل نشده زيرا ماده غير آنكه اثرپذير باشد كارى از او نيايد و نيز خود ماده محتاج به صورت است و محال است ماده علت صورت و آن همه آثار و خواص او باشد بارى صورت اشرف و اقوى و در وجود شديدتر است از ماده و سزاوار است او علت ماده باشد از اين جهت مشائين گفتند آنكه در جسم بلا واسطه با عالم غيب يعنى عقل فعال مربوط است قوههاى فعالهايست بنام صورت ، و ماده بتوسط صورت با عقل فعال مربوط است و چون فاعل مؤثر و نگهدار ماده يك صورت شخصى نيست بلكه اگر صورتها مبدل شود مثلا متصل منفصل شود يا آب هوا گردد يا عناصر با هم مركب گردند و مزاج و صورت نوعيه جديد پديد آيد باز ماده به حال خود باقى است . نگفتند صورت خود فاعل بالواسطه و آلت بالاستقلال است چون اگر چيزى واسطه مستقل باشد وقتى مبدل شود معلول هم مبدل مىشود بلكه گفتند صورتها يعنى مبدء قواى فعاله نهفته در اجسام اول صادر شده است و پس از آن ماده از صورت پديد آمده است بشركت و يارى عقل فعال و جسم از تركيب ماده و صورت موجود گشته است شبيه آنكه مردم عصر ما گويند ذرات جسم از دو قوه مغناطيسى مثبت و منفى موجود گشته بارى مصدر قواى جسمانى از عالم غيب است نه از ماده و ماده خود صادر از عالم غيب است پس از صدور قواى جسمانى ، و در نزد مشائين بايد جسم را مركب دانست تا مخلوقيت او از راه نظر و استدلال ثابت شود و آنگونه كه متكلمين از راه حدوث اجسام مخلوقيت آن را ثابت ميكنند به كار حكيم نمىآيد چون حاجت مستمر جسم را ثابت نميكند چنان كه خواهد آمد .
در طريقه صدر المتالهين قدس سرّه كه مبدء المبادى وجود مطلق است بىماهيت و هرچه ماهيت دارد محدود است و كار همه موجودات از او نمىآيد و خالق عالم بر هر - چيز قادر است پس نامحدود است توهم آنكه جسم به چيزى حاجت نداشته باشد نخواهد بود چون محدود است . و صدر المتالهين مذهب خويش را از احاديث اهل بيت عليهم السّلام گرفته كه بدين مضمون وارد است « كلّما ميز تموه باوهامكم فى ادق معانيه فهو مخلوق مثلكم مردود اليكم » در اين باب تطويل روا داشتيم تا كلام صاحب شوارق واضح گردد
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٨٣