صورت چيزى است منشأ همه افعال جسم و آثار او كه در ماده حلول كرده است جسم موجود مركب از ماده و صورت است .
و پيش از اين نيز فرق ميان مجرد و مادى و مقارن و مفارق را گفتهايم .
و المحلّ و الموضوع يتعاكسان وجودا و عدما في العموم و الخصوص و كذا الحالّ و العرض .
محل دو قسم است يا محتاج است به چيزى كه در آن حلول كرده يا محتاج نيست مثلا ماده جسم محل صورت است و محتاج است به صورت آن چنان كه خواهيم گفت و صورت هم محتاج است بماده . و آن محل كه محتاج نيست موضوع گويند مانند جسم كه محل رنگ و بو است و حاجت برنگ و بو ندارد و ميتوان گفت ( هر موضوع محل است ) اما نميتوان گفت ( هر محل موضوع است ) بر عكس در عدم نميتوان گفت ( هر چه موضوع نيست محل هم نيست ) اما ميتوان گفت ( هر چه محل است موضوع نيست ) .
اين مطلب در منطق مشروح آمده است كه چون دو مفهوم اعم و اخص باشند ميان دو نقيض آنها هم عموم و خصوص است اما به عكس اصل يعنى نقيض اعم اخص است و نقيض اخص اعم .
و آنچه در باب محل و موضوع و صورت و ماده گفتيم مبنى بر مذهب ابو على بن سينا است و خواجه عليه الرحمه نيز در شرح اشارات موافق او است اما در اين كتاب اصل تركيب از هيولى و صورت را انكار كرد پس محلى كه محتاج به حال باشد به نظر او صحيح نيست .
و بين الموضوع و العرض مباينة .
عرض خود بىنياز از موضوع نيست چون موضوع آن را نگاهداشته است اما موضوع حاجت بعرض ندارد پس مباين يكديگرند .
و يصدق العرض على المحلّ و الحالّ جزئيّا .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٦٥