طبيعتش اختصاص بعملى خاص است پيش از آن كه برويد و آن اختصاص امر حقيقى است در دانه گندم كه در دانه جو نيست و هكذا . و در جو اختصاصى هست كه در دانه گندم نيست و اگر بگوئيم غايت در فاعلهاى طبيعى نيز موجودند پيش از فعل و بعد از فعل صحيح گفتهايم .
و اگر گويند غايت داشتن فرع تدبر و انديشه و تفكر است و طبيعت كه انديشه و شعور ندارد غايت ندارد گوئيم انديشه و تفكر براى تعيين غايت است نه براى اصل غايت و آنجا كه چند امر شايسته غايت باشند انتخاب يكى مبنى بر تفكر است و گاه فاعل با قصد و شعور نيز بىتأمل و انديشه كارى انجام مىدهد مانند خطاطان و نقاشان ورزيده كه دستشان بدان عمل خوى گرفته بىتأمل مىنويسند و اگر بخواهند در آن تأمل كنند بسا از آن وقت كه دست را به عادت خود رها كردهاند نيكوتر ننويسند .
ابو على بن سينا گويند عجيب است كه امر هميشگى كه هرگز از يك نظم بيرون نميرود واقعه تازه هم اتفاق نيافتاده نسبت ببخت و اتفاق دهيم و نوا در طبيعت را به علت . اما انباذقلس و امثال او گويد دندان ثنايا را براى بريدن تيز نكردند بلكه اتفاقا در پيش دهان ماده بود كه غير اين صورت نمىپذيرفت و دندان آسيا نه براى آن پهن شد كه غذا را نرم كند بلكه ماده آن فقط اين صورت مىپذيرفت و حجتهاى سست آوردند و گفتند چگونه طبيعت براى غايتى كار كند كه فكر و انديشه ندارد و اگر طبيعت در كار خود غايت داشت اين خلقتهاى ناپسنديده و سهمگين و افزونىهاى بىفائده مانند شش انگشتى و مرگ و بيمارى هرگز نبود پس اين احوال به قصد واقع نشده است و لكن ماده در حالى بود كه غير اين احوال ناخوش نمىپذيرفت همچنين هر چه مطابق مصلحت مىبينيم بضرورت ماده است و اتفاق . آنگاه خود ابو على بن سينا در رد انباذقلس گفته است : اتفاق بامور نادر بايد گفت و چون بدقت بنگريم كه خوشه گندم چگونه از دانه گندم پديد مىآيد و بچه سان ماده را از زمين سوى خود مىكشاند و جنين چگونه از نطفه متولد مىشود از ماده كه از رحم به خود جذب مىكند آيا بايد گفت اين اتفاقى است يا امرى است كه طبيعت اقتضاى آن كرده و نيروئى از باطن آن را به اين كار واداشته است . مثالى كه در دندان
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٢