و قد يحصل القرب و البعد باستعدادات يكتسبها باعتبار الحالّ فيه .
شايد بعضى پندارند اثر پذيرفتن ماده ذاتى او نيست زيرا كه صفت ذاتى پيوسته با موصوف هست و آن صفت كه گاه باشد و گاه نباشد ذاتى نيست اما اثرپذيرى ماده را چنان كه ميبينيم هميشه نيست مثلا آب هميشه صورت هوائى نمىپذيرد و ميوه هميشه شيرين نميشود خواجه عليه الرحمه فرمود قبول اثر بهر حال از خواص ماده است اما بعضى نزديك و بعضى دورند و بايد بسبب عروض صفات مختلف آمادگى ماده بيشتر شود تا قبول اثر كند . مثلا ماده خاك قابل پذيرفتن صورت جنين هست و بهر حال ماده است كه صورت جنين ميپذيرد نه روح و نه جسم مثالى اما بتغير حالات بايد ماده خاك آماده و نزديك شود بجنين . خاك نبات شود و نبات حيوان و هر دو غذا و نطفه و اين حالات موجب آن نميشود كه بگوئيم صورت جنين عارض ماده نشده است .
اگر گويند همان علقه و مضغه و عظام صورت پذيرند نه ماده آنها . گوئيم چون صورت جنين آيد صورت علقه و مضغه نابود مىشود يعنى قبول صورت جنين نميكند و آن كه قبول مىكند ماده ايست كه صورت علقه و مضغه را هم پيش از آن پذيرفت و اكنون رها كرد .
و هذا الحالّ صورة للمركّب و جزء فاعل لمحلّه .
مسأله چهاردهم - آنچه حلول در ماده كند و آن را علت صورى گويند چنان كه گذشت چون نسبت بمركب دهند صورت و چون نسبت بماده دهند علت فاعلى او است نه تمام علت بلكه جزء علت فاعلى چون فيض وجود از مبدء فياض كه از عالم غيب و مجرد است بماده اجسام ميرسد . و مطالب اين مسأله مبنى بر اثبات هيولى است بمذهب ابو على چنان كه شرح آن در محل خود خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى .
و هو واحد .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٤٧