كه هر چه جسم بزرگتر و فشردهتر باشد يعنى ماده آن بيشتر باشد قوه آن بيشتر است و مقصود در اين فصل آن است كه ثابت كنيم محال است قوه محركه طبيعى در جسم آن را بينهايت حركت دهد در مسافت غير متناهى يا بشمارهء غير متناهى تغيير در ديگرى ايجاد كند و بعبارت ديگر قوه طبيعى هم غير متناهى در عده و مدت نيست اما غير متناهى در شدت چنان كه گفتيم از مورد بحث علمى خارج است و كسى توهم آن نميكند در اجسام قوه غير متناهى در شدت يافت شود .
مثلا اگر فرض كنيم در ماه يا ديگر كواكب نيروئى است طبيعى آنها گوئيم محال است اين نيرو از جهت زمان و مسافت غير متناهى باشد و آنها را الى الابد حركت دهد و فرسوده نشود و باطل نگردد يا در خورشيد نيروى طبيعى است كه عده غير متناهى كرات را گرم و سوزان سازد يا نبات و حيوان غير متناهى بپرورد بالجمله در قواى جسمانى خواه طبيعى و خواه قسرى غير متناهى يافت نخواهد شد .
حكما گويند چون دو جسم بزرگ و كوچك فرض كنيم با نيروى طبيعى و بزرگى جسم هم البته غير متناهى نخواهد بود و ناچار كوچك را با بزرگ نسبتى است نصف يا ثلث يا ربع يا كمتر و بيشتر و اندازه عمل آنها نيز به نسبتى كم و افزون خواهد بود چنان كه جسم كوچك نصف جسم بزرگ باشد نيروى آن هم نصف آن خواهد بود و هر دو متناهى ميشوند .
مردم زمان ما حركاتى را كه ما حركت طبيعى ميگوئيم منسوب بتمايل و تجاذب مواد ميدانند يعنى هرگاه دو جسم نزديك يكديگر قرار گيرد مانند مقناطيس و آهن سوى يكديگر كشانيده ميشوند و ميگويند به نسبت كمى و فزونى مواد تمايل آنها شديد و ضعيف مىشود پس بايد سنگى كه مادهاش دو برابر جسم ديگر است نيروى حركت طبيعى در آن هم به همان نسبت دو برابر باشد و البته نيروى غير متناهى در آنها يافت نخواهد شد چنان كه گفتيم . اما ميل غير متناهى در شدت نيز باطل است چون جسمها هر چه از هم دور شوند كشش آنها كم مىشود و معنى غير متناهى در شدت آن است كه نيرو با هر دورى بشدت اول بماند .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٤٤