حكماى پيش گفتند صورتى كه مقوم است پيش از يكى نيست و مقصود از صورت مقوم آن است كه علت ماده و نگاهدار او است مانند ابعاد و طبيعت نوعيه از قبيل آهن بودن آهن و آب بودن آب و امثال آن كه ماده بىآنها موجود نميتواند بود بر خلاف عوارض از قبيل رنگ و بوى و هيئت كه ماده بىآنها موجود مىشود و اگر بيش از يكى باشد نيز ممكن است .
[ هر فاعلى غايتى دارد ]
و الغاية علّة بماهيّتها لعلّيّة العلّة الفاعليّة معلولة في وجودها للمعلول .
مسأله پانزدهم - تصور غايت فاعل را به كار ميدارد يعنى علت عليت او است و وجود غايت معلول فاعل است چون به عمل فاعل موجود مىشود ، نجار تصور مزد مىكند و به كار مىايستد پس تصور مزد نسبت به او فاعل است ، و مزد را بسبب كار بدست مىآورد پس او فاعل بدست آوردن مزد است .
و هى ثابتة لكلّ قاصد .
هر فاعل كه كار خويش به قصد انجام دهد البته غايت دارد اما فاعل بىشعور مانند آب و باد در جنبش و درخت در نمو و امثال آن خلاف است . حكماى پيش مانند ارسطو و پيروان وى براى همه چيز اثبات غايت ميكردند حتى براى فاعل بىشعور و غاية الغايات را خداى تعالى ميدانستند كه همه چيز متوجه كمالاند و كمال اتم او است و حكماى ديگر يونان بعضى منكر غايت بودند مانند ذيمقراطيس و كارهاى جهان را ببخت و اتفاق ميدانستند .
ابو على بن سينا در اوايل طبيعيات شفا نقض مذاهب اينان بتفصيل آورده است ( از صفحه 29 ) بارى چون افعال طبيعى را بدقت تتبع كنيم صحت قول ارسطو و ابو على بن سينا و امثال آنان واضح ميگردد مثلا گندم را كه بكارند و بپرورند از آن خوشه گندم بيرون مىآيد و از جو خوشه جو و اين قاعده پيوسته و مستمر است يعنى طبيعت تخم كه كشته مىشود متوجه يك چيز است نه هرچه اتفاق مىافتد و هر چه پيش مىآيد .
و سزاوار است در اين مسأله تفصيل بيشتر دهيم كه يكى از مباحث بزرگ فلسفى و دينى