حرارت گرمى مىگذارند تا رنگش خارج شود سپس آن را همانطور كه ديديم خشك مىكنند برگها و ريشهها نيز به همين صورت ربشان خارج مىگردد كه كمى از آنها جاى مقدار زياد از خود دارو را مىگيرد و عملش سريعتر و بهتر و بر طبيعت سبكتر است .
[ رب معجونها قبل از تركيب ]
را قبل از تركيب يا پس از آن به اين ترتيب مىگيرند كه آب بر آن مىريزند كه رنگش را به آب بدهد تا اينكه در ثفل باقيمانده مزهاى باقى نماند آنگاه اگر رنگ خيلى غليظ باشد رب و اگر رقيق باشد الكسير ناميده مىشود و چارهاى نيست كه بايد دور از هوا نگهدارى شود تا فاسد نگردد . دوام الكسير كمتر از رب است گاه رب مانند عسل غليظ است و زود خشك مىشود كه نگه داشتنش آسانتر است . گاهى در رب شكر اضافه مىكنند تا بيشتر بماند و گاه در آن عرقهائى كه براى قلب يا معده يا كبد و يا ساير اعضاء مفيد است اضافه و استعمال و گاه باقيمانده را مىسوزانند و خاكسترش را در رب مىريزند .
داروئى كه داراى روحانيت است ربش را نبايد با آتش تند غليظ كنند مانند مواد معطر شكوفهها و گلها زيرا روحانيتش زياد است اما اگر داراى روحانيت متوسطى باشد ، آتش هم بايد متوسط باشد و بهتر آن است كه آتش تا ممكن است ملايم باشد زيرا سبب خارج كردن روح مىگردد و لو آنكه كم باشد بهتر اين است كه نمك ثفل را بگيرند و با رب مخلوط كنند تا جامع روح و نفس و جسد باشد و اين را از من ياد بگير كه در آن حال گواراتر و سبكتر و سريع العملتر است و نيز مقدار كمتر آن بايد خورده شود و امتزاجش بيشتر و بمزاج و اثر يگانه در طبيعت نزديكتر است . تا مىتوانى در هر تركيبى از اين راه سر مپيچ و ما اگرچه بنا برسم معمول داروها را ذكر و به همين اكتفا كردهايم ، اما عمل صحيح بر اين است كه رب داروها را بگيرند .