1 - هرگاه بيمارى ناشى از بلغم درجه سوم و سوداى درجه اول باشد حاصل آنها سردى در درجه چهارم و رطوبت در درجه دوم است پس بايد براى درمان آن تركيبى به كار رود كه ضد و برابر آن باشد چه از دو مخالف باشد و چه از دو همجنس .
2 - اگر ماده بيمارى مختلف باشد داروى مفرد براى آن بس نيست و بايد دارو از اجزائى تركيب شود كه با آن برابرى كند .
3 - كسى كه در تابستان به بيمارى سردى گرفتار شود نيازمند داروئى است كه يك جزئش گرم باشد تا با بيمارى برابرى كند و يك جزئش سرد تا فصل تعديلشده باشد .
4 - اگر اندامى دور باشد بايد داروئى انتخاب شود كه در راههاى بدن نفوذ كند .
5 - اگر اندام شريفى مانند قلب ، دردمند باشد نه تنها بايد در دارو چيزى براى حفظ آن باشد و آن اندام نيز تاب دارو را داشته باشد بلكه بايد در دارو چيزى براى حفظ اندامهاى رئيسه و تقويت آنها وجود داشته باشد .
6 - اگر دارو ناخوشآيند باشد بايد با چيزى مخلوط باشد كه مزه يا بوى آن را خوشآيند كند .
7 - اگر داروئى از سوئى سودمند و از جهتى زيانآور باشد بايد براى جهت زياندار آن ، اصلاحكنندهاى به آن بيفزايند و اگر از نظر خاصيتش براى يك بيمارى مفيد و از نظر طبيعتش نامناسب باشد بايد تعديلكنندهاى با آن همراه گردد چه هرچند كه داروئى از جهتى داراى خاصيتى مفيد باشد اما باز طبيعت آن هم آثارى دارد .
8 - اگر عمل داروئى ناقص باشد بايد تكميلكننده بر آن افزوده گردد و اگر
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 34
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٣٤