« آرى » است يا « نه » واى واى واى بايد به حال خود بگريم ، بايد به حال خود بگريم ، بايد به حال خود بگريم ! چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى چه بدبختى بزرگى ! چه ذلتى چه ذلتى چه ذلتى ! اگر جوابت نه باشد ، به چه كسى ، چگونه ، با چه وسيلهاى و به چه چيزى اميدوار باشم ! و اگر من را ترك كنى ، چه كسى از من حمايت خواهد كرد ! » درباره اين سخنانى كه به خداوند مىگويى بينديش . كسى كه از همه بريده و از همه مردم قطع اميد كرده باشد و با بيم و اميد در پيشگاه خدا ايستاده و از سرنوشت بد خود شكايت كند ، قطعا خداوند او را اجابت كرده و مورد رحمت و بزرگداشت خود قرار مىدهد . و حتى او را دوست داشته و به خود نزديك مىسازد . ولى اگر كسى كه اين الفاظ را خوانده و اثر اجابت را نديده و پناه بر خدا دعاى او ثمرهاى جز نااميدى و دورى نداشته باشد تنها علت اين امر دو رويى و ادعاى دروغ اوست .
كسى كه به پول ، بيش از پروردگار جهانيان و به پدر و فرزند بيش از خداى آسمانها و زمين اميد داشته ، فريب مالش را خورده و به تدبير خود در زندگى اطمينان دارد و حتى در اين راه به كارهاى حرام دست مىزند - كارهايى كه خداوند به او فرموده است كه با انجام آنها به هدف خود نمىرسى - و بجاى اين كه به ياد خدا باشد ، دل او در دنيا سير مىكند ، چنين كسى اگر اين دعا را بخواند و بخصوص در حال خواندن دعا ملتفت مطالب مذكور نيز باشد ولى از خود خجالت نكشيده و از سخنان دروغى كه بر زبان مىآورد ناراحت نشود ، چنين شخصى
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٥٣