مأيوس گردانيده و به او بگويد : تو با اين گناهان و عيوب اهل رحمت خدا و نگاه لطف او نيستى ، زيرا فرموده است : « رحمت خود را براى متقين نوشتهام . » و تو با تقوا نيستى ، نبايد سخن او را قبول كند . حتى جواب او را نگفته و در جواب او با خداى خود مناجات نموده و بيشتر اظهار اميدوارى نموده و بگويد : از كرم تو دور است كه از مانند من كه محتاج عفو و كرم تو بوده و با اوليائت به درگاهت توسل جستهام روى گردانده و بر چشم گريان و قلب خاشع و بدن خوار و متواضع من ترحم ننمايى . » آنگاه اميدوارى خود را بيشتر و آرزوهاى خود را گسترده كرده و هر مقام عاليى را كه در شناخت و محبت ، نزديكى و منزلت ، و عمل و تقوى ، تصور مىشود ، خواسته و بسيار بگويد : « اى كسى كه هر چه بخواهد انجام مىدهد ولى ديگران نمىتوانند اين كار را انجام دهند ! اى كسى كه هيچكدام از عطاياى بزرگ و كرامتهاى بزرگ و زيبا در نظر او بزرگ نيست ! اى كسى كه احسان ، چيزى از او كم نكرده و محروم نمودن چيزى بر دارايى او اضافه نمىكند . » آنگاه براى تأكيد اين سخنان بگويد : « خداى من ! اگر من سزاوار چيزهايى كه از تو درخواست نمودم نيستم كرم تو شايستهء آن و بيش از آن است . خداى من ! شناختى كه به من بخشيدى حكم مىكند كه چيزهاى بزرگ از تو بخواهم ، زيرا آنچه كه به اوليايت بخشيدى ، بخاطر شايستگى آنان نبود ، مگر اين كه از فضلت اين شايستگى را به
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٣٠١