زيرا كسى كه مثلا در نماز به ساختن مسجد و آب كشيدن آن يا صدقه دادن فكر كند غافل است . حتى در حال ايستادن نماز در ياد اجزاى آن بودن غفلت است . و بايد در هنگام عمل فقط سعى كند كه قلب او از حقيقت كارهايى كه انجام مىدهد و ذكرهايى كه مىگويد غافل نباشد .
و براى اين كه براحتى به اين مطلب برسد ، مىتواند قبل از انجام عمل مختصرى درباره آن فكر كند و آنگاه عمل را انجام دهد . و اگر هنگام قرائت و ذكر از آن غافل شد بايد آن را تكرار كند . مثلا وقتى مىخواهد رو به قبله بايستد ، مىتواند اجمالا دربارهء معناى رو به قلبه نمودن بينديشد . و هنگامى كه مىخواهد بايستد ابتدا دربارهء حقيقت آن كه همان ايستادن براى اداى حق بندگى است انديشيده و فكر كند كه ايستادن بر روى دو پا اشاره به ترس و اميد بخاطر پذيرفته شدن عبادت يا عدم آن است . و به همين ترتيب . . . ، حتى قرائت و ذكرهاى نماز . مثلا قبل از گفتن « بسم اللّه الرحمن الرحيم » معناى آن را اجمالا در نظر آورده و آنگاه آن را بگويد . و اگر در اثناى قرائت آيهاى غفلتى براى او پيش آمد بايد آن آيه را تكرار كند .
[ توسل به نگهبان اين شب ]
بر چنين عمل كنندهاى لازم است در اول شب خيلى به نگهبان آن شب كه از معصومين عليهم السّلام است ، توسل جسته و او را شفيع خود قرار دهد . و در اين هنگام توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد