مىكنى ، در حالى كه به خوبى مىدانى كه از اين خستگى بجز تفاوت كمى بدست نمىآيد كه آن هم هميشگى نبوده و به زودى از بين مىرود .
پس چرا در رابطه با آخرت خود اين گونه نيستى ، با وجود اين كه نعمتهاى آخرت پايدار و جاويد بوده و نعمتهاى اين دو جهان با هم قابل قياس نيستند . مثلا اگر كالايى را جهت تجارت خريده و سپس متوجه شوى كه اگر بجاى آن ، كالاى ديگرى مىخريدى ، استفاده تو دو چندان مىبود ، اندوهگين و ناراحت شده و خود را سرزنش مىكردى كه چرا از اين مطلب غافل بودم ، و تصميم مىگرفتى كه از اين به بعد بىگدار به آب نزنى . ولى اگر در تجارت آخرت هفتاد برابر سود يا بيش از آن را از دست بدهى غمگين نمىشوى . مثلا نماز جماعت در مسجد جامع با امامت عالم با تقوا بخصوص اگر جمعيت زيادى به او اقتدا كرده باشند ، ثواب آن هزاران بار بيش از نماز فراداى در خانه است . با اين وجود در مورد آن كوتاهى كرده و براى از دست دادن آن حتى باندازهء يك دهم از دست دادن مال دنيا هم ناراحت نمىشوى .
باعث اين همه سستى چيزى جز ضعف ايمان است ! بترس از اين كه اين ايمان ضعيف را در ترسهاى زياد - بخصوص در سختيهاى مرگ - از دست داده و با بد عاقبتى و بىايمانى از دنيا به روى . خود را براى مجازات بزرگتر بودن خواست دنيا از خواهش آخرت آماده نموده و اين سخن معصوم عليه السّلام را به ياد آور كه : « كسى كه صبح كند و همت و خواست بزرگتر او دنيا باشد پيوند خود را با خداوند بريده و
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٣٠