مىباشند . گويا زندگى در آن جوشيده و فوران مىكند . جريان زندگى آنها فقط از يك منبع سرچشمه گرفته و اينطور نيست كه چيزى مثلا فقط « گرما » باشد يا فقط « باد » باشد . بلكه تمام اين چيزها از يك جنس مىباشند ، ولى جنسى كه در آن هر مزهاى احساس مىشود ، مزهء نوشيدنى و شيرينى و هر چيزى كه مزهاى داشته باشد ، و نيز نيروى هر چيزى كه نيرويى داشته باشد ( در همان يك جنس يافت مىشود ) ، و نيز بوى تمام چيزهاى خوشبو ، رنگ تمامى رنگها ، و تمام آوازهاى زيبا و آهنگهاى موزون موسيقى ، و تمام چيزهايى كه حس مىشود . و تمام اينها همانطور كه گفتيم در يك حالت غير مركب و بسيط مىباشد .
زيرا اين حالت حالتى حيوانى و عقلى مىباشد كه در بر گيرنده تمام حالات پيش گفته است و تمام اين حالات در اين يك حالت وجود دارد ، بدون اين كه بعضى از اين حالات با بعضى ديگر مخلوط شود و عدهاى از اين حالات عده ديگرى را از بين ببرد . بلكه تمام اين حالات در همان يك حالت محفوظ و موجود است كه گويا هر كدام از اين حالات بتنهايى وجود دارد .
بنابراين فكر كن ، اى انسان ! تو در رابطه با منافع اين دنيا زبون در حركات و سكنات خود آنگونه عمل مىكنى كه سود بيشترى برده و منافع بيشترى را كسب نمايى . به همين جهت چيزهايى را انتخاب مىكنى كه مزيت و برترى بيشترى داشته باشد . بلكه از اين هم بالاتر ، بخاطر آب و غذا و رختخواب بهتر خود را خسته و وقتت را صرف
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٩