شر به پا كند ، يا بعضى از چارههاى شرعى ناپسند را به مردم ياد داده يا در منبر بىپرده سخن بگويد ، بخصوص در جايى كه زنان او را ديده و صداى او را مىشنوند ، يا سخنان زشتى بر زبان رانده يا كارهاى قبيحى را انجام دهد . زيرا از بعضى از واعظين نقل شده است كه چگونگى استبراء را بطور عملى و از روى لباس ، بر منبر آموزش مىدادند ، و از بعضى از آنان نقل شده است كه با فحشهاى زشتى به افراد گناهكار دشنام مىدادند . تمام اين موارد از آفات وعظ است كه البته آفات زياد ديگرى نيز غير از آنچه گفتيم دارد .
واعظ بايد بعد از رعايت تمام موارد فوق ( تكميل مراتب اخلاص و صدق در اخلاص ) به اين آيه نيز عمل كند : « آيا مردم را به نيكى امر مىكنيد در حالى كه خودتان را فراموش كردهايد . » « 1 » او بايد اول خود را موعظه نموده و خود را به آن بيارايد ، آنگاه با نرمى و مدارا و حكمت ، مردم را موعظه نمايد .
اگر شنوندگان معمولى بودند ، بيش از آنكه آنان را اميدوار نمايد ، آنان را ترسانيده و انذار دهد و اگر در ميان آنان كسى باشد كه اين مطلب براى او ضرر دارد ، بايد از حضور او در جلسه وعظ جلوگيرى نموده يا حال او را در نظر بگيرد . از زكريا عليه السّلام نقل شده است كه وقتى يحيى عليه السّلام در مجلس وعظ او حاضر مىشد ، از آتش ، عذاب و انذار نمىگفت .
بر عكس ، گاهى شنوندگان غرق در گناهان بوده و بيان روايات
هامش
( 1 ) بقره . آيه 44 .