اميدوارى به خدا و كرم و بردبارى زيادش ضرر داشته و باعث نابودى آنان مىگردد .
خلاصه واعظ بايد مانند پدرى دانا كه در تربيت فرزندان خود در پى اصلاح آنان است نه زيان رساندن به آنان مصالح و منافع آنان را در نظر گرفته و به حال آنان مفيد باشد . و نيز وعظى مؤثر و مفيد است كه همراه با كار و عمل باشد نه سخن تنها ، و گاهى تفاوت عمل واعظ با سخنش باعث جرأت شنونده بر گناهان و بىاعتقاد شدن او به علما و حتى پيامبران مىگردد ، بگونهاى كه او را از دين خارج مىكند . حتى نبايد ثوابهاى زيادى را كه در بعضى از روايات براى عمل كوچكى آمده كه قبول آن براى عقل سخت مىباشد را بگويد ، مگر اين كه همراه با آن قدرت خدا را بيان و علت اين مقدار ثواب را براى اين عمل بگويد تا كسى نتواند آن را انكار نمايد ، و بدين ترتيب وعظ او باعث انكار روايات يا انكار اصل ثواب و عقاب نشود ، بخصوص در زمان ما كه كفّار شك و شبهههاى زيادى ايجاد ، و ايرادهاى زيادى از مسلمين عوام مىگيرند ، تا آنان را از دين خارج نمايند .
نمىگويم اصلا اين مطالب را بيان نكنند . بلكه منظور اين است كه بهمراه ذكر اين گونه موارد ، مطالبى بگويند كه عقل براحتى بتواند آن را بپذيرد . مثلا اگر نقل كند كه خداوند متعال به كسى كه دو ركعت نماز بگذارد ، در مقابل هر حرفى از قرائتش ، قصرى از مرواريد و زبرجد به او مىدهد ، همراه با گفتن اين ثواب ، براى اين كه آن را بعيد نشمارند
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٨٧