كه در مقابل اوست از بين برود ، دقيقا مانند عالم واقعيات خارجى خواهد بود . و اگر آنچه را كه در خواب مىبينى ، هميشگى ، و آنچه را كه در بيدارى مىبينى ، گاهى اوقات باشد ، مطلب براى تو بر عكس مىشد و مىگفتى : آنچه را در خواب مىبينم ، واقعيات خارجى و آنچه را در بيدارى مىبينم ، چيزهاى خيالى مىباشند . بنابراين از جهت توانايى و از جهت كرم خداى متعال بعد از اين كه فهميديم خداى متعال براحتى مىتواند اين كار را انجام بدهد ، اين ثوابها هيچ بعدى ندارد . علاوه بر اين كه مىبينيم چگونه با لطف و كرم خود با كفار رفتار كرده و با وجود كفر و انكار طولانى و دشمنى آنان ، آنها را از بخششهاى خود بهرهمند و نعمتهايى به آنان عطا كرده است كه واقعا غير قابل شمارش است . و وقتى با آنان اين گونه رفتار مىكند ، با كسانى كه او را شناخته و به او ايمان آورده و از او فرمانبردارى كردهاند ، چگونه رفتار مىكند .
وقتى واعظ همراه با بيان ثوابها ، چنين مطالبى بگويد ، عقلهاى ضعيف آن را بعيد ندانسته و وعظ او براى دين آنان ضررى نخواهد داشت . واعظ بايد شنوندگان خود را بيمارانى كه مبتلا به امراض معنوى مختلفى مىباشند دانسته ، خود را طبيب معالج ، و سخنان و موعظههاى خود را داروها و معجونهايى بداند كه مىخواهد آنان را با آن معالجه كند . بنابراين لازم است طبيب در معالجه بيمارها - بخصوص وقتى كه بيماريهاى آنان متفاوت و معالجهء آن مشكل
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٨٩