خوشحال مىشد و سيمايش مىدرخشيد . گفتم : آقايم ! از رفتار او با من خوشحال شديد ؟ فرمود : بله ، به خدا قسم مرا خوشحال كرد و حتما پدرانم را نيز خوشحال كرد . و به خدا قسم قطعا امير المؤمنين عليه السّلام را خوشحال كرد ، و بىترديد رسول خدا را خوشحال كرد . و به خدا قسم ، حتما ، خدا را در عرش خود خوشحال كرد .
و در روايت است : « كسى كه بدنبال خواستهء برادرش به راه افتد و با تمام توان بدنبال خواستهاش نباشد ، حتما به خدا و رسولش و مؤمنين خيانت كرده است . » و « كسى كه يك خواستهء برادر مؤمنش را برآورد ، مانند كسى خواهد بود كه نه هزار سال خدا را عبادت كرده باشد بگونهاى كه روزهايش را روزه و شبهايش بعبادت ايستاده باشد .
حسين بن ابى العلاء مىگويد : « ما بيست نفر و اندى بوديم كه به طرف مكه حركت كرديم هر جا كه براى استراحت توقف مىكرديم گوسفندى را ذبح مىكردم . وقتى به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم فرمودند : افسوس ، حسين ! آيا مؤمنين را خوار مىكنى ! گفتم : پناه مىبرم به خدا از اين . فرمود : شنيدهام در هر منزلى گوسفندى براى آنان ذبح مىكردهاى گفتم : مولاى من ! اين كار را فقط براى رضاى خداى متعال انجام مىدادم . فرمود : آيا نمىديدى كه عدهاى از آنان هم مىخواستند اين كار را انجام بدهند ولى نمىتوانستند و احساس حقارت مىكردند . گفتم : فرزند رسول خدا ( درود خدا بر تو ) ! از خدا آمرزش خواسته و اين عمل را تكرار نمىكنم . »
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٤٨