كنند وارد شده و با كسى كه رفيقش را بيشتر دوست دارد ، مصافحه مىكند . » و « هنگامى كه مؤمن در نهان ، براى برادر مؤمنش دعا مىكند ، فرشتهاى او را از آسمان ندا مىدهد : و صد هزار برابر آنچه براى برادر مؤمنت خواستى ، به تو عطا شد . فرشتهء دومى بيش از اين مقدار ندا مىدهد . و همينطور هر كدامشان صد هزار برابر زياد مىكنند ، تا اين كه فرشته هفتم ندا مىدهد : هفتصد هزار برابر براى تو مىباشد . سپس خداى متعال ندا مىدهد : من بىنيازى هستم كه فقير نمىشوم . بندهء خدا ! يك ميليون برابر آنچه خواستى به تو عطا شد .
حيف است در اين مختصر روايت « حسن بن يقطين » را نياورم .
گرچه اين روايت معروف است ولى بخاطر علاقه به عمل اين عمل كننده با ولايت ، دوستدار ، مجاهد و ياور ، آن را در اينجا مىآوريم : « امام صادق عليه السّلام نامهاى به حاكم أ هواز درباره « حسن بن يقطين » بدين مضمون نوشت :
بسم اللّه الرحمن الرحيم . خداوند در عرش خود ، سايهاى دارد كه در آن سايه كسى قرار نمىگيرد ، مگر كسى كه اندوهى را از برادرش بر طرف نموده ، يا به او كمك كند ، يا به او خوبى كند ، گرچه با نصف دانهء خرمايى باشد . و اين برادر تو است . و السلام . مىگويد : هنگامى كه به شهرم بازگشتم به در منزل او رفته ، اجازه خواستم او را ببينم و گفتم :
من فرستادهء امام صادق عليه السّلام هستم . پس از اطلاع ناگهان پا برهنه خارج شد ، به من سلام كرد و ما بين چشمانم را بوسيد ، سپس گفت : تو ، آقاى
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٢٤٦