تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الادب في ايران من الفردوسى الى السعدى — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ستوروار بدين‌سان گذاشتم همه عمر * كه برده گشتهء فرزندم وأسير عيال بكف چه دارم أزين پنجهء شمرده تمام * شمارنامهء با صد هزار گونه وبال من اين شمار بآخر چگونهء فصل كنم * كه ابتداش دروغست وانتهاش خجال درم خريدهء آزم ستم رسيدهء حرص * نشانهء حدثانم شكار ذل سؤال دريغ فرّ جوانى دريغ عمر لطيف * دريغ صورت نيكو دريغ حسن وجمال كجا شد آن‌همه خوبى كجا شد آن‌همه عشق * كجا شد آن‌همه نيرو كجا شد آن‌همه حال سرم بگونهء شيرست ودل بگونهء قير * رخم بگونهء نيلست وتن بگونهء نال نهيب مرگ بلرزاندم همى شب وروز * چو كودكان بدآموز را نهيب دوال گذاشتيم وگذشتيم وبودنى همه بود * شديم وشد سخن ما فسانهء أطفال ايا كسائى پنجاه بر تو پنجه گذارد * بكند بال ترا زخم پنجه وچنگال تو گر بمال وأمل بيش أزين ندارى ميل * جدا شو از أمل وگوش وقت خويش بمال
ومعناها : - بلغت دورة الزمان السنة الواحدة والأربعين بعد الثلاثمائة . . . فلما كان يوم الأربعاء ، وقد بقيت ثلاثة أيام من شوال . . .
تاريخ الادب في ايران من الفردوسى الى السعدى — صفحة 204 | ادوارد براون / ابراهيم امين الشواربى