تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الادب في ايران من الفردوسى الى السعدى — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
باغ بوقلمون لباس وشاخ بوقلمون‌نماى * آب مرواريد رنگ وابر مرواريدبار راست‌پندارى كه خلعتهاى رنگين بافتند * باغهاى پرنگار از داغگاه شهريار داغگاه شهريار اكنون چنان خرم شود * كاندران از خرمى خيره بماند روزگار سبزه اندر سبزه بيني چون سپهر اندر سپهر * خيمه اندر خيمه بيني چون حصار اندر حصار هر كجا خيمه است خفته عاشقى با دوست‌مست * هر كجا سبزه است شادان يارى از ديدار يار سبزه‌ها با بانگ چنگ ومطربان نغزگوى * خيمه‌ها با بانگ نوش وساقيان ميگسار عاشقان بوس وكنار ونيكوان ناز وعتاب * مطربان رود وسرود وخفتگان خواب وخمار بر در پرده‌سراى خسرو فيروزبخت * از پى داغ آتشى افروخته خورشيدوار بركشيده آتشى چون مطردى ديباى زرد * گرم چون طبع جوانان زرد چون زرعيار داغها چون شاخهاى بسد ياقوت رنگ * هر يكى چون نار دانه گشته اندر زير نار كودكان خواب ناديده مصاف اندر مصاف * مركبان داغ ناكرده قطار اندر قطار خسرو فرخ‌سير بر بارهء دريا گذر * با كمند اندر ميان دست چون اسفنديار همچو زلف نيكوان خوردساله تاب خورد * همچو عهد دوستان سالخورده استوار